لطفا به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 23:25 توسط مرتضی نوری زاده |

لطفا به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 23:20 توسط مرتضی نوری زاده |

برای دیدن سوالات به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 0:22 توسط مرتضی نوری زاده |

قدرت شامه ما انسان ها باعث می شود از زندگی لذت بیشتری ببریم و از نعمت های خداوندی استفاده بهتری کنیم. گفته می شود، ۹۰ درصد حس چشایی ما به حس بویایی ارتباط دارد. علاوه بر آن قدرت بویایی برای آگاهی پیدا کردن از خطرات از جمله دود، نشت گاز و فاسد شدن غذا نیز لازم است. این حس موقعی تحریک می شود که ذرات میکروسکوپی در هوا پراکنده می شود و ما آن را استشمام می کنیم. 

عواملی که حس بویایی را از بین می برد : 

دیابت - مواد تمیزکننده- واردشدن آسیب به سر- پولیپ بینی- کمبود ویتامین ب12-پیری- عفونت دندان- داروی فشارخون - حاملگی - سرماخوردگی

 سرما خوردگی:

هنگام جویدن غذا، بو از طریق سقف دهان که به بینی ارتباط دارد منتقل می شود.بر اثر سرماخوردگی و مسدود شدن مجرای بینی با خلط اضافه و تورم، به طور موقت قدرت حس بویایی کاهش می یابد.

+ نوشته شده در جمعه سی ام آبان 1393ساعت 19:28 توسط مرتضی نوری زاده |

به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوم آبان 1393ساعت 22:42 توسط مرتضی نوری زاده |

یک آزمایش از بخش مختلف تشکیل شده می توان نمونه را از لحاظ بیوشیمی biochemisteryیا سرولوژی serologyیا میکروب ...بررسی نمود                                                                                                                 واژه C.B.C به معنی شمارش سلولهای خونی است پس وضعیت خون ما را بررسی می کند در حد یک دانش آموز دوم دبیرستان اگر بخواهیم آنرا بررسی کنیم اصطلاحات زیر را به این سبک می توان تعریف نمود اولین دستگاهی که در بدن شروع به تشکیل می کند دستگاه گردش خون است که از کیسه زرده که ناحیه فرورفته در مورلا یا توده ای متشکل از 64 سلول اولیه است بوجود می آید سپس نواحی دیگر مانند طحال و کبد و گره لنفی و مغز استخوان ودر انتها تنها استخوانهای پهن مانند گونه واستخوان های دراز متصل به تنه خون سازی را بر عهده می گیرند مغز قرمز استخوان ابتدا گلبول های قرمز را با هسته تولید می کند که به آن رتیکولوسیت می گویند رتیکول ها سپس هسته خود را از دست داده و گلبول های قرمز بدون هسته را ایجاد می کنند که 120 روز عمر می کنند                           R.B.C به معنی تعداد گلبول های قرمز است که یک انسان طبیعی به میزان 4 الی 6 میلیون گلبول قرمز دارد اگر تعداد گلبولهای فرد زیر 4 باشد به معنی کم خونی است که می تواند علت آن کمبود آهن یا کمبود اسید فولیک یا کمبود ویتامین B12 باشد واگر تعداد از 6 بیشتر باشد اولین گزینه پرکاری مغز استخوان را باید مد نظر گرفت باید تعداد رتیکول ها را سریع چک کرد زیرا که افزایش تعداد رتیکول ها و چسبندگی گلبولهای قرمز به یک دیگر می توانند نشانه بیماریهایی مانند سرطان خون باشد R.B.C  کم خونی که می تواند در اثر کمبود آهن اسید فولیک یا ویتامین ب12<4-6<پرکاری مغز استخوان                                                                                                                 HGB میزان هموگلوبین فرد است که در یک ایرانی باید مابین 11 الی 15 باشد کم شدن آن به معنی کمبود آهن است افرادی که هموگلوبین پایین مانند 9 داشته باشند نیاز به تزریق خون دارند و اگر از 15 بالاتر باشد کسانی هستند که درد در قفسه سینه یا درد در ناحیه بالای سر (آهیانه) یا بی حسی انگشتان یا دست یا درد در ناحیه شانه دارند که با اهدا خون ویا در شرایط خاص که فرد نمی تواند خون بدهد مانند سنین بالا مصرف آسپرین بچه ها یا A.S.A مشکل حل می شود که علت آن بیشتر یا مصرف حبوبات یا آهن یا استعمال دخانیات یا قرار گرفتن در محل هایی است که اکسیژن کم است HGB کمبود آهن < 11 – 15 < مصرف زیادی آهن یا حبوبات یا استعمال دخانیات یا شرایط کم اکسیژن                                                                                                                             MCV  حجم گلبول های قرمز حجم گلبول های قرمز یک انسان باید بالای 80 باشد کمتر بودن آن دو حالت دارد 1 – کمبود آهن 2- ناقل بیماری تالاسمی ( مینور) جذب آهن در شب بیشتر است بامصرف آهن می توان کمبود آنرا جبران نمود اگر میزان آن باز هم زیر 80 بود فرد مینور است که با گرفتن آزمایشاتی مانند A2 یا الکتروفورز می توان مطمئن شد تذکر : در آزمایش ازدواجی یکی از افراد باید MCV 80 یا بالاتر داشته باشد ودو نفری که زیر 80 هستند نباید با یکدیگر ازدواج کنند                                                                                                                                    MCV  کمبود آهن یا مینور < 80                                                                                                    MCH میزان غلظت هموگلوبین یک گلبول قرمزدر افراد طبیعی میزان آن باید بالای 27 باشد اگر میزان آن کاهش یابد 1 – تغذیه بد 2- ناقل کم خونی داسی شکل (سایکل سل ) می تواند باشد افرادی که MCH آنها زیر 27 است نباید شب از غذاهای محرک مانند ترشی . لبنیات . نوشابه یا ادویه و... استفاده کنند دیر غیر اینصورت گونه های برجسته و صورتی کوچک پیدا خواهند نمود اگر با رعایت رژیم غذایی به 27 نرسید فرد ناقل کم خونی داسی شکل است که با الکتروفورز می توان آنرا ثابت کرد دونفری که می خواهند ازدواج کنند یکی از آنها باید MCH بالای 27 داشته باشد واجازه ازدواج به دو نفری که هر دو MCH زیر 27 داشته باشند داده نمی شود MCH ناقل کم خونی داسی شکل یا تغذیه بد < 27 طبیعی WBCیا تعداد گلبول های سفید یک انسان طبیعی تعداد 5 الی 7 هزار گلبول سفید دارد که زیادتر شدن گلبول های سفید به معنی عفونت یا انواع خاصی از سرطان مانند سرطان لنفاوی می باشد که با ESR نیز می توان میزان عفونت را سنجید در انسان طبیعی ESR باید زیر 10 باشد بالاتر شدن آنها به معنی عفونت می باشد کم شدن تعداد گلبولهای سفید خطرناک می باشد که می تواند نشانه کم کاری مغز استخوانها یا از بین رفتن گلبولها مانند ایدز می باشد که با تست های خاص خود تشخیص داده می شوند یک بیماری وجود دارد که خاص خانمهاست در آن تعداد گلبولهای سفید به 2 یا کمتر می رسد این افراد اگر چه ظاهری طبیعی دارند ولی باید تحت درمان قرار گیرند زیرا پس از طی یک دوره کمون یک دفعه تعداد گلبولها کاهش یافته و همراه آن تعداد پلاکت ها PLT نیز کاهش می ابد که از 150 – 350 هزار طبیعی به 20 – 15 هزار می رسد و در اثر خون ریزی داخلی افراد بطور ناگهانی بدون پیش زمینه فوت می کنند
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 5:41 توسط مرتضی نوری زاده |


جرم حجمی ماهیان نسبت به آب دریا معمولاً بیش تر است و این عامل باعث می شود تا ماهیان تمایل به ته نشین شدن در درون آب داشته باشند . مگر آن که به طریقی به این پدیده فائق آیند . در ماهیان غضروفی مثل کوسه ماهی و سفره ماهی اگر از شنا کردن دست بکشند ته نشین خواهند شد . اما در بسیاری از ماهیان استخوانی ، بدون شنا کردن نیز درون آب شناور خواهند بود که علت این امر داشتن اندامی به نام بادکنک شنا است .

از لحاظ جنین شناسی ، بادکنک شنا از بیرون زدگی لوله گوارش حاصل می شود . در برخی از ماهیان این ارتباط بین بادکنک شنا با مری باقی مانده اما در برخی این ارتباط قطع می شود بادکنک شنا در ماهیان آب شور 5 درصد حجم بدن اما در ماهیان آب شیرین 7 درصد حجم بدن را اشغال می کند که نشان می دهد شناوری در ماهیان ساکن آب شیرین مشکل تر است با افزایش حجم گاز در این بادکنک جرم حجمی ماهی کمتر شده و در آب بالا می آید . در صورتی که با کاهش حجم گاز در این اندام ، جرم حجمی ماهی افزایش یافته و در آب پایین تر می رود . اما گاز مورد نیاز برای پر کردن این اندام چگونه تأمین می شود ؟

در گروهی از ماهیان که بادکنک شنا با مری ارتباط دارد از طریق هوای اتمسفر این گاز تأمین می شود . این ماهیان به سطح آب آمده و هوا را می بلعند و وارد بادکنک شنا می کنند . در این ماهیان بادکنک شنا نه تنها به شناوری کمک  می کند بلکه می توانند در شرایطی که اکسیژن محلول در آب کم باشد ، بدین طریق از اکسیژن هوا استفاده نمایند . در برخی از ماهیان ارتباط بادکنک شنا با لوله گوارش قطع شده است و آنها نمی توانند از هوای اتمسفر به طور مستقیم برای پر کردن بادکنک شنا استفاده نمایند .

همانطور که در شکل زیر ملاحظه می شود بادکنک شنا دارای دو بخش S ( گازها از خون به داخل آن ترشح می شود ) و بخش R ( گازها از دورن آن به خون بازجذب می گردد.) می باشد که حتی می تواند توسط انقباض پرده ماهیچه ای اطراف بادکنک شنا به دو بخش مجزا تقسیم شود . هر دو بخش توسط انشعاباتی از آئورت پشتی خون رسانی می شوند که در هر انشعاب اسفنکتر موجود ( ماهیچه حلقوی جدار سرخرگ ) می تواند خون رسانی به هر بخش را کنترل نماید. برای پر شدن بادکنک شنا از گاز ، اسفنکتر رگی که خون را به بخش S آورده باز شده و اسفنکتر رگی که خون را به بخش R می برد منقبض خواهد شد. سرخرگی که خون را به جدار بخش S بادکنک شنا می آورد در آنجا تعداد زیادی مویرگ ایجاد می کند ( شکل یکی را نشان می دهد ) و از برخی از سلولهای جدار بادکنک شنا به درون خون اسید لاکتیک ترشح می شود . این اسید حلالیت خون نسبت به گازها را کاهش داده و گازهای موجود در خون مخصوصاً اکسیژن ازخون خارج شده و وارد بادکنک شنا می شوند وخون این رگ که سرشار از اسیدلاکتیک است به کبد می رود.

برای خالی شدن بادکنک شنا از هوا ، اسفنکتری که خون را به بخش S برده ، منقبض شده و خون وارد این بخش   نمی شود و خون بیش تر وارد بخش R می گردد که طبق انتشار ، گازها از بادکنک شنا وارد خون می شوند .

یك ماهی با تنظیم مقدار گاز موجود در مثانه ی شنا به حالت شناوری دلخواه می رسد و بـــــی آن كه انرژی چندانی هزینه كند، خود را در هر ژرفایی نگه دارد. هنگامی كه ماهی به ژرفای پایین فرو می رود، گاز درون مثانه ی شنا، فشرده می شود. در نتیجه، ماهی سنگین تر می شود و به پایین می رود. برای این كار، باید گاز بیشتری به مثانه وارد شود. از سوی دیگر، اگر ماهی به بالا شنا كند، باید اندكی از گاز مثانه ی شنا بیرون فرستاده شود تا ماهی سبك تر شود و بالا تر برود. این وضعیت را می توان به مخزن های آب زیردریایی مقایسه كرد كه برای پایین تر رفتن زیردریایی از آب پر می شوند و برای بالا آمدن زیردریایی، از آب درون آن ها كاسته می شود.

  بیرون فرستادن گاز از درون مثانه ی شنا به دو روش انجام می شود. برخی ماهی ها ، مانند قزل آلا، مجرایی دارند كه مثانه ی شنا را به مری مرتبط می كند. این ماهی ها گاز را از همین مجرا به سادگی به بیرون می فرستند. اما بیش تر ماهی ها چنین مجرایی ندارند و گاز باید از ناحیــــه ای پر از رگ به درون خون آزاد شود. به هر حال، در هر دو دسته گاز باید از راه خون به درون مثانه ی شنا برسد و فقط شمار اندكی از ماهی ها ، هوای لازم برای فرستادن به درون مثانه ی شنا را می بلعند

  گاز در جایگاه ویژه ی به نام "غده ی گاز" به درون مثانه ی شنا تراوش می كند. در این غده، شبكه ی مویرگی گسترده ای وجود دارد كه اكسیژن را به دام می اندازد. كارآیی چنین دستگاهی را در بدن نوعی ماهی كه در ژرفای 2400 متری زندگی می كند، می توان دریافت.  برای پر نگه داشتن مثانه ی شنا در چنین ژرفایی، فشار گاز درون آن اندام، كه بیشتر از اكسیژن و اندكی نیتروژن، دی اكسید كربن، آرگون و منوكسید كربن است، باید بیش از 240 اتمسفر باشد كـــه در مقــــایسه با فشار گـــاز سیلندرهای گاز فولادی، بسیار زیاد است. با وجود این، فشار گاز اكسیژن درون خون ماهی از 2/0 اتمسفر، یعنی برابر فشار اكسیژن در سطح دریا، بیش تر نیست.

  اكنون سازكار چنین دستگاه نیرومندی تا اندازه ای روشن شده است. غده های گاز، اسید لاكتیك ترشح می كنند كه به خون وارد می شود و شبكه ی مویرگی نزدیك غده را بسیار اسیدی می سازد. در نتیجه، همو گلوبین بار اكسیژنی خود را آزاد می كند و غلظت اكسیژن در شبكه ی مویرگی افزایش می یابد و به درون مثانه ی شنا وارد می شود. فشار نهایی اكسیژن انباشته شده در مثانه ی شنا به درازی مویرگ های آن شبكه بستگی دارد . این مویرگ ها در ماهی های سطح زی، كوتاه و در ماهی های ژرفا زی، بسیار درازند.


+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 2:12 توسط مرتضی نوری زاده |

 

 بهار spring wallpaper hd

درختان پر از شکوفه بهاری spring blooms

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست ....

آنقدر سبز بخند که ندانی غم چیست...

فرا رسیدن سال۱۳۹۳ و عید نوروز مبارکباد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 14:7 توسط مرتضی نوری زاده |

 آلبومین:

عموماً به گروهی از پروتئینهای محلول در آب گفته می‌شود اما در بدن انسان از نظر کاربرد و مقدار یکی از مهمترین پروتئین‌های درون پلاسما بوده و جزو پروتئین‌هایی است که گلیکوزیله نمیشود. آلبومین در کبد ساخته شده و میزان تولید آن حدود ۱۵ گرم در روز است. نیمه‌عمر آلبومین در بدن ۲۰ روز است و روزانه نزدیک‌ به ۴٪ تخریب و جایگزین می‌گردد.

انواع آلبومین :

نوع سرم انسانی - نوع آلبومین گاوی که مورد استفاده آزمایشگاهی دارد- سفیده تخم مرغ

نقش آلبومین در بدن:

تنظیم اسمزی - تنظیم PH - ترابری هورمونهای تیروئید- ترابری بیلی روبین - ترابری اسیدهای چرب آزاد- بیشتر داروها توسط آلبومین در خون گردش می‌کنند.

عملکرد :

آلبومین پروتئین اصلی پلاسما بوده و با آب، کاتیون(مانند کلسیم و سدیم و پتاسیم)،اسید چرب ،هورمونها ، بیلی روبین ، تیروکسین و داروها پیوند میشود. عملکرد اصلی آن تنظیم فشار اسمزی خون است.

+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1392ساعت 22:35 توسط مرتضی نوری زاده |

علتهای خیز:

*کمبود پروتئین خون: اگر پروتئین های خون کم شوند،فشار اسمزی کلا در رگ کم می شود.کاهش فشار اسمزی در ابتدای مویرگ باعث می شود که مویرگ پلاسمای بیشتری از دست دهد و در انتهای مویرگ کاهش فشار اسمزی به علت کمبود پروتئین ها باعث می شود که مایع میان بافتی تمایلی به بازگشت به رگ ها نداشته باشد.

*افزایش فشاردرون سیاهرگ ها: افزایش فشار درون سیاهرگ ها باعث می شود که فشار تراوشی مویرگ های نزدیک به سیاهرگ ها(فشارتراوشی انتهای مویرگی)زیاد شود.افزایش فشار تراوشی انتهای مویرگ باعث عدم بازگشت مایع از مایع میان بافتی به انتهای مویرگ شود.(درحالت طبیعی،انتهای سیاهرگی غلظت زیاد و فشار تراوشی کمی دارد و تمایل دارد آب را از مایع میان بافتی بگیرد.)

*بسته شدن رگ های لنفی: اگر رگ های لنفی بسته شود،10٪ به مایع میان بافتی اضافه میشود!این قضیه برای مرحله ی اول است!مرحله ی بعد 20٪خواهد شد ! زیرا در مرحله ی اول90٪میرود داخل پا و 10٪سر جای خود میمانند.و در دفعه ی دوم 90|٪ با 10٪ هردو با هم ترکیب شده 80٪ به سیاهرگها رفته 20٪ سر جای خود میماند،به همین ترتیب بعد از یک مدت قطر پای انسان به اندازه ی قطر پای فیل می شود.(توی این بیماری الفانتیازیس (فیل پایی یا ادم یا خیز) کرم هایی میروندورگ های لنفی را می بندندو مایع میان بافتی قطره قطره جمع شده و قطر پای انسان را زیاد میکند.)

*اسیب به دیواره ی مویرگ ها:بزرگ شدن قطر پا باعث خروج بیش از اندازه ی مایع از رگ ها شده و مایع میان بافتی را زیاد میکند.

*افزایش سدیم بدن: بزرگ شدن قطر پا تمایل سلول ها را برای جذب و نگه داری آب بیشتر میکند.گفتیم که هرچه یک محیط غلیظ تر باشد فشار اسمزی اش بیشتر و تمایل آن به جذب آب نیز بیشتر است.افزایش فشار اسمزی سلول ها و مایع میان بافتی میزان مایع در آن ها را افزایش می دهدو حتی می تواند از عوامل ایجاد ادم باشد.

منبع: www.pezeshki4.persianblog.ir

+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1392ساعت 1:9 توسط مرتضی نوری زاده |

اگر مولكول دراز و نازك DNA را مانند نردباني مارپيچ در نظر بگيريم مي‌توانيم آن را داراي دو ستون استواري و شمار زيادي پله بدانيم. ستون‌هاي استواري از قند پنج‌كربني دِاكسي ريبوز و گروه‌ فسفات درست شده‌‌ كه يك در ميان به هم وصل شده‌اند. ستون‌هاي استواري به دليل بارهاي منفي گروه‌هاي فسفات و داشتن گروه‌هاي هيدروكسيل(OH) در قندهايشان، آبدوست هستند. اما چهار نوع باز آلي كه پله‌هاي DNA را مي‌سازند، بسيار آبگريزند و فقط در بخشي از لبه‌هاي خود مي‌توانند پيوند هيدروژني برقرار كنند. پس به‌جاست كه بخش‌هاي آبگريز DNA به‌گونه‌اي از دسترس آب به دور باشند و مارپيچي بودن DNA بهترين چاره‌ي كار است.

ساختمان DNA

  در مولكول مارپيچي DNA ستون‌هاي آبدوست به بيرون مولكول و بازهاي آلي آبدوست به درون مولكول آرايش مي‌گيرند. در اين آرايش، بازهاي آلي در يك ستون استواري با بازهاي آلي در ستون استواري ديگر، پيوند هيدروژني برقرار مي‌كنند و همين پيوندها باعث كنار هم ماندن دو رشته‌ي DNA مي‌شوند. هر باز آلي يك رشته با باز آلي بالايي خود در همان رشته، پيوند واندروالسي برقرار مي‌كند. در نتيجه، بازهاي آلي به‌خوبي درون اين مولكول در كنار هم و روي هم جاي مي‌گيرند. با مارپيچي شدن DNA بازهاي آلي از مولكول‌هاي آب دور مي‌مانند. بنابراين، آرايش مارپيچي باعث پايداري مولكول DNA مي‌شود.

  آرايش بازهاي آلي و ستون‌هاي استواري DNA را مي‌توانيم به آرايش مولكول‌هاي فسفوليپيد در ساختمان غشاي سلول مقايسه كنيم. مولكول‌هاي فسفوليپيد نيز چونان مولكول DNA داراي دو بخش آبدوست(گروه فسفات) و آبگريز(رشته‌هاي هيدروركبني) هستند. غشاي سلول از دولايه از اين مولكول‌ها درست شده است، به اين صورت كه رشته‌هاي هيدروكربني به درون غشا و سرهاي آبدوست(گروه‌هاي فسفات) به بيرون و درون سلول(محيط آب) آرايش مي‌گيرند. اين آرايش باعث پايداري ساختمان غشاي سلول مي‌شود. 


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1392ساعت 13:32 توسط مرتضی نوری زاده |

 
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1392ساعت 0:30 توسط مرتضی نوری زاده |

 

به طور کلي مواد با تاثير بر گيرنده هاي چشائي، سبب دپولاريزه شدن اين سلول ها و در نتيجه احساس مزه مربوط به خود در ما مي شوند. چگونگي دپولاريزه شدن اين گيرنده ها، در چهار مزه اصلي با هم متفاوت است. در اين مبحث، مختصرا به چگونگي درک مزه ها اشاره مي کنيم:


شوري (saltiness)

ايجاد مزه ی شور اکثرا در اثر يون سديم ايجاد مي شود. گيرنده هاي شوري، کانال هايي براي يون سديم دارند. اين کانال ها، با کانال هايي که در ايجاد پتانسيل عمل نقش دارند، از اين نظر که هميشه باز هستند و به ولتاژ حساس نمی باشند، تفاوت دارند. وقتی غلظت يون سديم، در بيرون سلول هاي داراي اين کانال ها، افزايش يابد، بر طبق پديده انتشار، به درون سلول گيرنده شوري سرازير مي شوند، که نتيجه آن دپولاريزه کردن غشاء اين سلول ها و ايجاد پتانسيل عمل است.


ترشي (sourness)

غذاهاي ترش مزه خاصيت اسيدي دارند و پروتون آزاد مي کنند. اين پروتون ها به دو طريقه گيرنده هاي شوري را تحريک مي کنند:

الف: پروتون ها از طريق کانال هاي سديمي (مربوط به مزه شوري) وارد سلول مي شوند. در نتيجه غشاء سلول گيرنده دپولاريزه مي گردد.

ب: پروتون ها با اتصال به کانال هاي پتاسيمي، آنها را غير فعال کرده و در نتيجه با عدم ورود يون پتاسيم، اين سلول ها دپولاريزه مي گردند.


شيريني (sweetness)

براي درک مزه هاي شيرين چندين مکانيزم وجود دارد:

برخي مولکول هاي محرک شيريني، با اتصال به گيرنده هاي اختصاصي و فعال کردن پيامبرهاي ثانويه، اثر خود را اعمال مي کنند. مثلا ساکارز با اتصال به گيرنده هاي شيريني، سبب فعال شدن Gـ پروتئين ها مي شود. اين پروتئين هاي فعال شده، آنزيم آدنيلات سيکلاز را فعال مي کنند که نتيجه آن افزايش غلظت درون سلولي cAMPاست. cAMP پروتئين کيناز A را فعال مي سازد. اين پروتئين کيناز با فسفريله کردن کانال هاي پتاسيمي (با کانال هاي دخيل در ترشي فرق دارند) آنها را غيرفعال مي کند.در نتيجه با عدم ورود يون پتاسيم به درون سلول، غشاء دپولاريزه مي گردد. برخي ديگر از مولکول هاي محرک شيريني، پيامبر ثانويه اي مثل اينوزيتول تري فسفات (IP3) دارند. و بالاخره برخي مولکول هاي ديگر، اصلا پيامبر ثانويه ندارند و خود مولکول محرک شيريني، کانال هاي کاتيوني را تحت تاثير قرار مي دهد.


تلخي (Bitterness)

مزه ی تلخي نيز با چند مکانيزم درک مي شود:

برخي ترکيبات محرک تلخي (مانند کلسيم و کوينين) مستقيما به کانال هاي پتاسيمي متصل شده و آنها را بلوکه مي کنند. برخي مولکول هاي ديگر، با اتصال به گيرنده هاي غشايي، G ـ پروتئيني را فعال مي سازند که با تحريک فسفوليپاز C، غلظت اينوزيتول تري فسفات را در سيتوزول افزايش مي دهد. اين پيامبر ثانويه، با تاثير بر منابع کلسيمي ذخيره شده در خود سلول، سبب رها سازي کلسيم از اين منابع و در نتيجه افزايش غلظت کلسيم در سيتوزول مي شود. با اين افزايش کلسيم، وزيکول هاي حاوي انتقال دهنده عصبي، به غشاء متصل شده و در نتيجه نورون هاي بعدي تحريک شده و اثر مولکول محرک تلخي به مغز مخابره مي شود. به نظر مي رسد برخي گيرنده هاي ديگر، با تحريک آنزيم هاي تجزيه کننده cAMP، غلظت اين پيامبر ثانويه را در سلول کاهش مي دهند.


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 0:28 توسط مرتضی نوری زاده |

 

 در غشا سلول دونوع پروتئین دیده می شود ا-پروتئین های سراسری یااینتگرال ۲- پروتئین های محیطی یا پریفرال کتاب سال دو این پروتئین ها را اختصاصی تر تقسیم بندی کرده وبه سه دسته تقسیم می کند ا- پذیرنده:پروتئین های محیطی هستند که کار شناسایی مولکول ها وسلول ها مجاور را انجام می دهد ۲- کانال ها:پروتئین های سراسری هستند که به دو شکل همیشه باز ودریچه دار دیده می شوند که اختصاصی عمل می کنند همیشه باز درسته که همیشه باز هستند اما همه مواد را از خود عبور نمی دهند بلکه بر اساس قطر وبار الکتریکی مواد را عبور می دهند در یچه دار یا گیت دار مثل کانال های دریچه دار سدیمی و پتاسیمی (کتاب سال سوم) که این دریچه ها به اختلاف ولتاژ حساس هستندالبته کانال های در یچه دار دیگری هم وجود دارد. ۳- پروتئین های ناقل: که  به سه حالت عمل می کنند ۱-یونی پورت :که یک مولکول را منتقل می کنند ۲- انتقال تو‌‌‌ام یا کو ترانسپورت که به دو صورت سیم پورت وآنتی پورت دیده می شودیعنی همزمان دو ماده را یا هم منتقل می کنند که در حالت سیم پورت هر دو ماده در یک جهت منتقل می شود مانند انتقال سدیم وگلوکز از روده و آنتی پورت که  دو ماده هم زمان در دو جهت مختلف منتقل می شوند مانند پمپ سدیم -پتاسیم .که این پروتئین ها هم سراسری هستند.

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 22:49 توسط مرتضی نوری زاده |

مطالعه بخش هاي خارجي چشم گاو

شناسایی چشم راست وچپ گاو:اگر چشمي را كه در دست داريد. داراي غده اشكي وبافت هاي چربي باشد تشخيص چپ وراست بودن آن را براحتي صورت مي گيرد زيرا:

الف:غده اشكي همواره در بالا ومتمايل به سمت خارج چشم است

ب:بقاياي پلك سوم به صورت پرده نسبتاً بزرگي به سمت داخل وكمي متمايل به پايين قرار گرفته است

ج:در قرنيه چشم گاو كه تخم مرغي شكل است همواره جهتي كه داراي زاويه كمتر است به سمت خارج وجهت ديگر كه داراي زاويه بزرگتري است به سمت داخل قرار دارد .

شكل چشم راست گاو:

 حال اگر كليه ضمايم خارجي چشم مانند غدد اشكي، باقيمانده پلك سوم ، بافت چربي وماهيچه هاي حركت دهنده كره چشم كاملاً از روي آن پاك شده باشند مي توان چشم چپ يا راست را به طريق زير تشخيص داد:

الف: عصب بينايي هميشه از پايين قطر جلويي عقبي چشم خارج مي شود.بنابراين اگر قطر كره چشم در بالاي عصب بينايي باشد چشم در حالت معمولي قرار دارد.

ب: در قرنيه چشم گاو هميشه جهتي كه زاويه كوچكتردارد به سمت خارج وجهتي كه زاويه بزرگتر دارد به سمت داخل(بطرف بيني)است

منبع:

     کتاب آزمایشگاه زیست شناسی دکتر حسین فتوحی

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1392ساعت 22:54 توسط مرتضی نوری زاده |

 

 

 

بسياري از حيوانات، همانند انسان، پلك هايي براي محافظت از چشم خود دارند. بعضي از حيوانات مژه نيز دارند. وقتي ما پلك مي زنيم اشك شور، چشمان ما را مي شويد و آنها را تميز و مرطوب نگاه مي دارد. سپس اشك هاي آلوده ، از طريق محل عبور اشـك، از چشم خارج مـي شـونـد. انـدكي از پستانداران همچون گـربـه خـانگي ، جهت محافظت بيشتر چشم، داراي يـك پلك سـوم هـسـتـنـد كـه بـسـيـار شـفـاف و نازك است. گربه اهـلــــــي يـــكــــــي از انـــــدك پـسـتـانداراني است كه پلك سوم دارند. به دليل وجود اين پلك اضافي ، گربه ها نسبت به ديگر پستانداران از جمله انسان ها، دفعات كمتري پلك مي زنند. پرندگان داراي يك پلك سوم هستند كه از پهلو و در عرض چشمها باز و بسته مي شود و چشم ها را تميز و مرطوب نگه مي دارد. به اين ترتيب پرنده مجبور نيست مدام پلك بزند و تصوير دشمن و يا غذاي مورد نظر خود را در دور دست براي لحظه اي از دست بدهد. قورباغه ها با كمك يك پلك سوم، در زير آب و در خشكي قادر به ديدن هستند. تمساح ها نيز همانند پرندگان ، داراي يك پلك سوم هستند. پلك سوم تمساح زماني كه زير آب است از چشم هاي او محافظت مي كند.

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1392ساعت 22:48 توسط مرتضی نوری زاده |

 

در این تصویر ، رشته های عصبی آبی رنگ نشان دهنده بخش Contralateral و رشته های عصبی قرمز رنگ نشان دهنده بخش Ipsilateral هستند . به ادامه هر عصب بینایی بعد از عبور از کیاسمای بینایی ، Optic tract گفته میشه ... تفاوت tract باNerve ( عصب ) در اینه که به صورت توام حاوی رشته های Ipsilateral و Contralateral است.


زمانی که فرد به نقطه ای نگاه می کنه ، بخشی از بینایی به دید هر چشم به تنهایی و بخشی به دید مشترک دو چشم مربوط میشه ... به عبارتی ، میدان دید بیشتر به دید هر چشم ( Monocular Vision ) و عمق و دقت بینایی به دید اشتراکی دو چشم ( Binocular Vision ) ارتباط داره . در تکامل موجودات زنده ، موجودات زنده ای که که چشم های اونها در دو طرف سر قرار گرفته باشه ، دید تک چشمی بیشتر ( میدان دید وسیع تر ) و دید دو چشمی ( اشتراکی ) کمتر ( عمق و دقت بینایی کمتر ) دارند . برای مثال به ترتیب از ماهی ، گاو و اسب ، سگ و گربه و نهایتا انسان ، با توجه به موقعیت قرار گرفتن چشم ها ، میدان دید کاهش و عمق و دقت بینایی افزایش پیدا می کنه ... مشخصا حیواناتی که شکارچی هستند ، معمولا چشم هایشان به سمت جلوی سر متمایله چون برای این حیوانات دقت بینایی اهمیت بسیاری داره و در حیواناتی که بیشتر توسط حیوانات دیگه شکار میشن ، عمدتا چشم ها در دوطرف سر قرار می گیره تا با افزایش میدان دید ، امکان فرار از دست صیادان طبیعی وجود داشته باشه ...
علاوه بر این موضوع ، برای اینکه یک موجود زنده دقت بینایی بیشتری داشته باشه می بایست میزان رشته های Contralateral عصب بینایی در این موجود زنده بیشتر باشه ... بنابراین موجوداتی که در روند تکاملی خودشون بینایی دقیق تری دارند ، رشته های Contralateral بیشتری هم دارند .

منبع :سایت علمی نخبگان جوان

دو عصب بينايي پس از خروج از چشم ها به سوي يكديگر و به طرف مغز مي روند و در منطقه اي به نام كياسماي بينايي با يكديگر تقاطع مي كنند. در محل اين تقاطع رشته هاي مربوط به نيمه ي داخلي(سمت بيني)هر شبكيه به طرف نيمكره ي مغزي سوي مقابل مي روند و رشته هاي مربوط به نيمه ي خارجي(سمت گوش ها)هر شبكيه به طرف نيمكره ي مغزي همسو مي روند.به اين ترتيب نيمكره ي راست مغز از نيمه ي راست هر دو چشم و نيمكره ي چپ مغز از نيمه ي چپ هردو چشم پيام دريافت مي كند. بنابر اين تصاوير نيمه ي راست ميدان بينايي به نيمكره ي چپ مغز و تصاوير نيمه ي چپ ميدان بينايي به نيمكره ي راست مغز مخابره مي شود.

اين نحوه ي توزيع اعصاب بينايي نقش بسيار مهمي در ديد دو چشمي در انسان ايفا مي كند.ديد دو چشمي داراي مزاياي فراواني است كه از آن جمله ي آن ها ميدان بينايي وسيع تر و درك بهتر عمق در ميدان بينايي را مي توان ذكر كرد. از اين رو جزئيات ساختماني اشيا با دقت خيلي بيش تري در ديد دو چشمي ديده مي شود. براي ديد دو چشمي حركات دو چشم بايد همگام باشند تا تصاوير اجسام در نقاط معادل شبكيه بيفتد.در اغلب پرندگان و ماهي ها ديد دو چشمي نقش مهمي ندارد. در اين جانوران چشم ها در دو طرف سر قرار دارند و اعصاب بينايي در كياسما به طور كامل تقاطع مي كنند.

منبع:زیست شناسی سال سوم چاپ۱۳۶۳

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1392ساعت 20:6 توسط مرتضی نوری زاده |

 

سیانوباکترها میکروارگانیسم هایی هستند که در همه جا یافت می‌شوند. سیانوباکتر ها را همچنین به عنوان جلبک‌های سبزآبی ،باکتری‌های سبزآبی و یا سیانوفیتها می‌شناسند. حتی در محیط هایی که تعداد کمی موجود زنده دیده می‌شود، این نوع باکتری حضور دارد.

این توزیع گسترده‌ی سیانوباکترها در محیط های گوناگون به دلیل: ۱- استفاده‌ی آنها از نیتروژن اتمسفری به عنوان منبع نیتروژن می‌باشد. ۲- از خصوصیات دیگر این باکتریها، زنده ماندن در محیط خشک (بدون آب و غذا) در بعضی موارد تا سالها، و ۳- همچنین مقاومت آنها در برابر حرارت بالا و پایین می‌باشد.

سیانوباکترها در تمام محیطهای آبی یافت می‌شوند. چون بعضی از گونه‌های آنها ترموفیلیک هستند، حتی در چشمه‌های آب گرم با درجه حرارت 75 درجه‌ی سلسیوس نیز دیده می‌شوند. شکوفایی سیانوباکترها سبب تولید سم در آب شده و در انسان و حیوانات ایجاد بیماری و حتی مرگ می‌کنند. این آبها سبب مرگ سریع ماهیان و سایر موجودات آبزی می‌گردند. سیانوباکترها در تعداد کم باعث ایجاد مزه و بو در آب می‌شوند. Oscillatoria، Nostoc، Anabaena و Synechococcus چهار گونه از سیانوباکترهای آب و فاضلاب هستند.

بیش از یک دهه پیش پژوهشگران دریافتند شاخص ترین واکنش فتوسنتز در باکتری هایی موسوم به سیانوباکترها از حدود ۷/۳ میلیارد سال پیش آغاز شده است. این جاندار در واقع نخستین موجود کره خاکی بود که می توانست از مولکول های آب به عنوان منبعی برای دریافت الکترون ها برای انتقال انرژی از نور خورشید و تبدیل دی اکسید کربن به اکسیژن استفاده کند. توان ویژه فتوسنتزی این موجود زنده نیز به دلیل وجود رنگدانه های آبی رنگ موسوم به «سیانو» در این باکتری است. در واقع این جاندار به عنوان موتوری دوسویه کار فتوسنتز و تولید اکسیژن برای تنفس موجودات دیگر را انجام می دهد.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 0:48 توسط مرتضی نوری زاده |

سیستم لیمبیک تعدادی ساختار در قشر مغزی و زیر آن را شامل می شود.واژه لیمبیک در

File:Human brain inferior-medial view description 3.JPG

  1. Gyrus cinguli
  2. Sulcus cinguli
  3. Lobus limbicus
  4. Gyrus parahippocampalis
  5. Uncus
  6. Sulcus hippocampalis
  7. Sulcus collateralis
  8. Columna fornicis
  9. Corpus fornicis
  10. Crus fornicis
  11. Fimbria hippocampi
  12. Corpus callosum, Rostrum
  13. Corpus callosum, Genu
  14. Corpus callosum, Truncus
  15. Corpus callosum, Splenium
  16. Septum Pellucidum
  17. Foramen interventriculare
  18. Thalamus
  19. Hypothalamusf

روان پزشکی استفاده شده است اگر چه در تعریف و نقش دقیقش به طور قابل ملاحظه ای از آن زمان به بعد، بار.ها تجدیدنظر شده است.                                                                                                    سیستم لیمبیک: واژه لیمبیک به معنی مرز یا حاشیه است. ،امروزه سیتم لیمبیک گسترش یافته و به معنی تمام مدارهای نرونی است که رفتار هیجانی و احساسی و اعمال هدف دار را کنترل می کند.سیستم لیمبیک واژه ای است که ساختاری از مغز را که شامل هیپوکامپ و آمیگدالا است ،،تشکیل می دهد.که در عملکردهای متنوع از قبیل هیجانات،رفتار و حافظه طولانی مدت درگیر است.ساختارهای مغز به وسیله سیستم لیمبیک به ساختارهای بویایی توصیف شده است.  

  شکنج سینگولیت: یک شیاری در قسمت میانی مغز قرار دارد که به طور جزئی اطراف جسم پینه ای را می پوشاند و در بالا به وسیله کمربند سولکوس محدود شده است. یک قسمت کامل از سیستم لیمبیک می باشد که رشد ،یادگیری،هیجانات و حافظه را شامل میشود .

شیار کناری، دروندادها را از هسته های قدامی تالاموس و هسته های قشری و همچنین از مناطق حسی تنی قشر مخ دریافت می کند. بخش عمده ای از سیتم لیمبیک، هیپوتالاموس با ساختارهای وابسته به آن است. این نواحی علاوه بر نقشی که در کنترل رفتار دارند بسیاری از شرایط داخلی بدن را کنترل می کنند. امروزه محققان دریافته اند بخشی از هیپوتالاموس با شکنج سینگولیت رابطه تنگاتنگی دارد،به طوری که می توان آن بخش را جزء این دستگاه به شمار آورد.با توجه به ارتباط دستگاه کناری با قسمتهای پیشانی وگیجگاهی نئوکرتکس مخ، می توان آنها را نیز بخشی از آن دستگاه محسوب کرد. ارتباطهای غیر مستقیمی به وسیله لوب گیجگاهی درنئوکرتکس برقرار می شود، به طوری که می توان تاثیر آسیب قطعه گیجگا هی را در کنش حافظه بررسی کرد. به طور کلی دستگاه کناری درهدایت فرایندهای رفتار وتفکردخالت دارد وفرایندهای هیجانی بخشی از وظایف هسته وارتباطات دستگاه کناری به شمار می آیند.

عملکرد ویژه سایر قسمتهای دستگاه لیمبیک :

سیستم لیمبیک تحت تاثیر سیستم اندوکرین و سیستم عصبی خودکار عمل می کندو اتصالالات زیادی با هسته ، ، مرکز لذت در مغز،که در تحریک جنسی( ناشی از داروها ) نقش دارد .این واکنش بوسیله accumbence های برآمدگیهای دوپامینرژیک تعدیل می گردد.در سال 1954،آلدز و میلیز فهمیدند که موشها که الکترودهای فلزی در آنها فرو شده بود، به طور مکرر یک اهرم را دراین منطقه فشارمی دادند. آنها در این حالت ترجیح accumbence دادند که خوردن و نوشیدن را حتی تا وقتی که میمیرند ادامه دهند.سیستم لیمبیک همچنین با کورتکس پری فرونتال ارتباط دارد .بعضی از دانشمندان اعتقاد دارند که این ارتباط با حالت های خوشایند که بعد از حل یک مسئله به ما دست می دهد مربوط است.

هیپوکامپ:

هیپوکامپ بخشی از مغز بالایی است که در میانه لوب تمپورال قرار دارد.در حافظه دراز مدت و درک فضایی هم نقش دارد. انسانها و دیگر پستانداران دو هیپوکامپ دارند،هر کدام در یک طرف مغز. هیپوکامپ دارای اتصالات متعدد با قشر مغز و همچنین با ساختمانهای اصلی دستگاه لیمبیک یعنی آمیگدالا، هیپوتالاموس،سپتوم و اجسام مامیلاری است. تقریبا هر گونه تجربه حسی باعث فعال شدن حداقل بخشی از هیپوکامپ میشود و هیپوکامپ نیز سیگنالهای خروجی زیادی به تالاموس قدامی، هیپوتالاموس و قسمتهعای دیگر دستگاه لیمبیک به ویژه از طریق فورنیکس یعنی مسیر خروجی اصلی خود ارسال می کند. ویژگی دیگر هیپوکامپ این است که بسیار تحریک پذیر می باشد. انسان طی تشنج های هیپو کامپ، آثار روانی حرکتی را حس می کند. هیپوکامپ و حافظه: هیپوکامپ نقش کلیدی در حفظ و نگهداری حافظه بعد از یک دوره تثبیت دارد.آسیب به هیپوکامپ باعث ایجاد فراموشی و ضعف حافظه می شود. این اثرات تا مدتها بعد از آسیب ادامه دارد اما در بعضی از موارد حافظه قبلی باقی می ماند.این حافظه باقیمانده ما را متقاعد می کند که تقویت بیشتر حافظه باعث انتقال اطلاعات به بیرون از هیپوکامپ و بخشهای دیگری از مغز می شود.

نقش هیپوکامپ در یادگیری:

اثر برداشتن هیپوکامپ های دو طرف ناتوانی در یادگیری هیپوکامپ از قشر بویایی شروع شده و در حیوانات پست در تعیین خوردن یا نخوردن یک غذای خاص ،خطرناک بودن یا بی خطر بودن جسمی که بویی خاص دارد،جلب توجه کردن یا نکردن یک بو و در میل جنسی نقش اساسی دارد و در تصمیم هایی که از نظر مرگ یا زندگی مهم هستند هم تداخل دارد.

شیارهای پاراهیپوکامپال: در حافظه فضایی ما نقش دارد و قسمتی از هیپوکامپ میباشد.

فورنیکس: سیگنالهایی از هیپوکامپ برای اجسام مامیلاری و هسته سپتال حمل می کند. آسیب به فورنیکس باعث اختلال در پاسخهای ترس می شود که خود را با اختلال در ضربان قلب و دفع ادرار نشان میدهد.

آمیگدالا:

از بخشهای دستگاه لیمبیک است که در برانگیختگی ، کنترل پاسخهای خودکار به ترس ، پاسخهای هیجانی و ترشح هورمون درگیر است. • تحقیقات اخیر نشان می دهد آمیگدالا در افزایش حافظه طولانی مدت مربوط به هیجانات درگیر است و نیز اختلافاتی را بین دو نیمکره در دو جنس در این عملکرد آمیگدالا نشان میدهد. Melina Uncapher1, Lisa) Kilpatrick12003) آمیگدالا به دلایل مختلف، ایمپالس ها را به نواحی زیر می فرستد: 1) به هیپوتالاموس برای فعال سازی دستگاه عصبی سمپاتیک 2) به تشکیلات مشبک برای افزایش رفلکسها 3) به هسته های عصب صورت و هسته های عصب تری ژمینال(سه قلو)برای تغییرات چهره 4) به محدوده حسی قدامی و هسته های حسی قدامی جانبی برای فعال کردن دوپامین،اپی نفرین و نوراپی نفرین آمیگدالا از تمام قسمتهای قشر لیمبیک و همچنین از نئوکورتکس گیجگاهی ،آهیانه و پس سری به ویژه از نواحی ارتباطی شنوایی و بویایی، سیگنال های عصبی دریافت میکند.با توجه به این اتصالات متعدد به آمیگدالا، به آن پنجره می گویند زیرا دستگاه لیمبیک از طریق آن موقعیت فرد را در جهان مشاهده می کند.

بیماریهای شناخته شده زیادی وجود دارند که در اثر نارسایی دستگاه کناره*ای ایجاد می*شوند. نمونه*هایی چند عبارت اند از:

* جنون
* مالیخولیا
* افسردگی

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 0:2 توسط مرتضی نوری زاده |

بوی بد دهان در ماه رمضان، عمدتا به دلیل تولید ترکیبات کتونی است و ربطی به نوع ماده ی غذایی مصرفی در افطار و سحر ندارد وخوردن چربی ‌ها و گوشت‌ ها تاثیر چندانی در این امر ندارند. البته اگر میزان مواد قندی خورده شده بیشتر باشد، این بو کمتر خواهد بود. در کل، ماهیت روزه این‌طور است که بدن باید چربی ‌های اضافه را بسوزاند و یکی از مزایای روزه گرفتن هم همین است. پس نباید زیاد نگران بود، زیرا با گذشت زمان این بوی ناخوشایند، کمتر می ‌شود. نکته ی قابل توجه آن است که این بو در افراد چاق کمتر و در خانم ‌ها و بچه‌ ها بیشتر است. همچنین در افرادی که بدون سحری روزه می ‌گیرند نیز زیاد است. بویی که در ماه مبارک رمضان از دهان خارج می ‌شود، به دلیل نخوردن غذا است. هنگام نخوردن غذا، بدن برای تولید انرژی به ذخایر چربی روی می آورد و طی سوختن چربی ها در کبد، کتون ها تولید می‌ شوند که باعث ایجاد این بو می شوند. در روزهای اول ماه مبارک رمضان، به‌ دلیل این که کبد آمادگی کافی را برای سوزاندن مقدار زیادی چربی ندارد، این بو بیشتر است، اما به تدریج که توانایی کبد برای این کار بیشتر می ‌شود، مقدار کتون تولید شده کم می شود.در حالت روزه‌ داری و گرسنگی طولانی مدت، بعد از گذشت چند ساعت که ذخایر قندی بدن تمام می ‌شود، بدن برای تولید انرژی به چربی ها روی می ‌آورد. در اثر سوزاندن چربی ها، موادی به نام کتون در بدن ساخته می ‌شوند که بوی آنها از راه تنفس خارج می‌ شود. البته این موضوع در همه ی افراد، یکسان اتفاق نمی ‌افتد و در بعضی ها بیشتر و در برخی دیگر کمتر است.

آنچه باید به آن توجه داشت، این است که این بو طبیعی است و نیاز به راه و روش‌ خاصی برای درمان ندارد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1392ساعت 18:11 توسط مرتضی نوری زاده |

خود تنظیمی مثبت : اگر افزایش مقدار ترشح یک هورمون سبب افزایش ترشح آن شود مکانیسم از نوع خود تنظیمی مثبت است .

  مثال: وقتی زمان زایمان نزدیک می شود با حرکت جنین به سمت رحم وتحریک گیرنده های حساس به فشار در سرويكس رحم مقدار ترشح هورمون زایمان یا اکسی توسین افزایش می یابد و این روند افزایش ترشح هورمون آنقدر زیاد می شود که سر انجام بر اثر انقباضات شدید رحمی جنین از رحم خارج می شود.

مثال دیگر: 

تولید LH از غده هیپوفیز در زنان سبب تولید و ترشح استروژن (هورمون جنسی زنانه ) از فولیکول می شود . افزایش تولید استروژن موجب افزایش ترشح LH از هیپوفیز می شود .

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392ساعت 6:26 توسط مرتضی نوری زاده |

 چگونه بادکنک شنا به حرکات عمودی ماهی ها در آب کمک می کند؟

بادکنک شنا (مثانه ی شنا و کیسه ی شنا هم گفته می شود) کیسه ای با دیواره ی نازک، انعطاف پذیر و پر از گاز است. این کیسه در بخش پشتی حفره ی بدن ماهی قرار دارد. بادکنک شنا، شناوری ماهی در آن را تنظیم می کند و در بعضی گونه ها نقش یک اندام گیرنده ، تولید صدا و تنفسی نیز دارد. بادکنک شنا عمدتاً نسبت به گازها نفوذناپذیر است؛ زیرا جدار آن رگ های خونی اندک دارد و با صفحاتی از بلورهای گوانین پوشیده شده است.

ماهی در سطح افقی که شنا می کند، انرژی اندکی مصرف می کند. وقتی به پائین می رود، فشاری که از طرف آب اطراف به آن وارد می شود، افزایش می یابد و در نتیجه گاز درون بادکنک شنا متراکم می شود. در نتیجه، ماهی در آب فرو می رود. بر عکس وقتی ماهی در آب های سطحی تر شنا می کند، فشار آب کم تر است و در نتیجه گاز درون بادکنک شنا ، پخش می شود و ماهی به سمت بالا می رود. هنگامی که ماهی شناوری مثبت دارد (حرکت به سمت بالا) گاز از بادکنک شنا به درون خون منتشر می شود.

این اتفاق در بخشی از بادکنک شنا، به نام بخش بادامی رخ می دهد. گازی که از بادکنک شنا وارد خون شده است از طریق آبشش ها از بدن خارج شده به آب اطــــراف می رود. برعکس وقتی ماهی شناوری منفی پیدا می کند (حرکت به سمت پائین )، هوا از ناحیه ای به نام غده ی گاز وارد بادکنک شنا می شود.

تأثیر فشار بر حجم بادکنک شنا، توسط قانون فیزیکی بویل هم تفسیر می شود.

فشار به ازای هر 33 فـــوت(هر فــــوت معادل 48/30سانتی متر)  افزایش عمق در دریا، یک اتمسفر افزایش می یابد. این فشار بر گازهای درون بدن ماهی تأثیر می گذارد. با هر افزایش در عمق حجم گازها کم می شود. برعکس وقتی که ماهی به سمت بالا می آید کاهش فشار سبب افزایش حجم گازهای درون بدن ماهی و اساساً حجم بادکنک شنا، می شود؛ به طوری که اگر بالا آمدن ماهی سریع باشد ، بـافت ها و اندام ها آسیب می بینند و ممکن است سبب مرگ ماهی شود. همه ی ماهی ها بادکنک شنا ندارند. مثلاً کوسه بادکنک شنا ندارد. ماهی هایی که بادکنک شنا ندارند از رویکردهای دیگری استفاده می کنند. مثلاً داشتن کبد چرب و بزرگ و یا شکل خاص بدن که به پایداری در شناوری آن ها کمک می کند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 0:39 توسط مرتضی نوری زاده |

فصل هشتم - حرکت

فعاليت 1- 8

1- به شكل 3-8 توجه كنيد و به پرسش هاي زير پاسخ دهيد :

الف-حركت هر كدام از ماهيچه ها چه تغييري در وضعيت استخوان هايي كه به آنها متصل هستند ، ايجاد مي كند ؟

A : استخوان ران را به سمت داخل بدن حركت مي دهد .

B : خلاف ماهيچه ي A عمل مي كند و باعث ساق به سمت ران و خارج بدن   مي شود .

C :   موجب خم شدن زانو به سمت لگن و بلند شدن پا از سطح زمين مي شود .

F : باعث نزديك شدن ران به لگن و داخل بدن مي شود .

H : كشيدن ران به عقب و حركت پا به خارج از بدن .

G : باعث تاشدن ساق بر روي ران مي شود و با انقباض آن كف پا از زمين بلند مي شود .

W : خلاف G عمل مي كند و باعث باز گشت ساق و مچ به حالت اول مي شود يعني مچ را به داخل بدن حركت مي دهد .

ب-كدام ماهيچه ها اسب را به جلو مي برند ؟

همه ي ماهيچه ها بجز ماهيچه هاي A ، C وB   .

ج-توضيح دهيد چرا پاي بلند براي حركت كرئن سريع ، مناسب تر از پاي كوتاه است ؟

مانند اهرم نوع سوم عمل مي كند . هر چه طول بازوي مقاوم بيبشتر باشد ، جابه جايي بيشتر مي شود پس پاي بلند موجب مي شود جابه جايي پا بيشتر باشد و در نتيجه مسافتي كه اسب مي رود افزايش مي يابد .

فعاليت 2- 8

1-   چند جانور از جانوران زير را در حال حركت مشاهده كنيد ؛ كرم خاكي ، خرخاكي  و خرچنگ . مواظب باشيد به آنها آزار نرسانيد . مشاهدات خود را شرح دهيد .

كرم خاكي با دراز و كوتاه كردن بدن خود و به كمك ماهيچه هاي حلقوي و طولي خود حركت مي كند .خرخاكي و خرچنگ باپاهاي بند بند خود حركت مي كنند . خرچنگ به صورت جانبي يعني از سمت راست ياچپ بدنش حركت مي كند و خرخاكي در مسير مستقيم .

2-  يعضي جانوران روي زمين سر مي خورند و با سريدن حركت مي كنند . در اين باره شرحي داده نشده است . تحقيق كنيد كدام جانوران چنين حركت مي كنند ؟ حركت آنها چگونه است ؟ شرح دهيد .

جانوراني از خوانواده ي نرم تنان مانند حلزون، اسكوئيدهاو....اين قابليت را دارند . اين جانوران مواد لغزنده اي را از بدن خود ترشح  مي كنند و روي آنها براي حركت مي لغزند . جانوراني مانند سنجاب پرنده هم هنگام پرواز روي هوا مي لغزند .

 

فعاليت3-8

صفحه ي هنسن و خط تيره ي M رادر شكل 7-8 نشان دهيد .

فعاليت4-8

1-   معلم شما يك مدل اسكلت انسان ، يا تصويري از آنرا به شما نشان مي دهد . بخش هاي زير را در اين اسكلت پيدا كنيد :

جمجمه ، آرواره پايين ، ستون مهره ها ، دنده ها ، جناغ ، كتف ، ترقوه ، لگن ، ساعد و ساق

 

2-  اكنون با رسم طرح هاي ساده اي از استخوان ها و مفصل هاي درگير ، حركت هاي زير را رسم كنيد:

خم كردن زانو ، بالا آمدن بازو ، و خم كردن سر به پايين

فعاليت 5-8

با توجه به شكل 12-8 به سؤالات زير پاسخ دهيد :

1-  هريك از بخش هايي كه در شكل مشاهده مي كنيد ، چه كار (ها) يي انجام مي دهند ؟ ماهيچه ، زرد پي ، رباط ها و مفصل .

انقباض ماهيچه ي x باعث خم شدن ساعد بر روي بازو مي شود ( ماهيچه دو سر بازو ) انقباض ماهيچه يy ، x را در وضعيت اوليه قرار مي دهد . يعني ساعد را در امتداد بازو قرار مي دهد( ماهيچه ي دو سر بازو ) . زرد پي ماهيچه ي x را به استخوان ساعد و كتف متصل مي كندو ما هيچه ي y را به ساعد و كتف و بازو متصل مي كند . رباط ها استخوان ها را به هم متصل مي كنند . مفصل ها محل ارتباط ساعد با بازو و بازو با كتف اند .

2-  در اين شكل مي بينيد كه وقتي يكي از ماهيچه ها منقبض مي شود ، ماهيچه ي ديگر بايد به حال استراحت باشد : وقتي ماهيچه ي x منقبض مي شود ، ماهيچه ي y استراحت مي كند . توضيح دهيد چگونه چنين كاري امكان پذير است . در توضيحات خود از واژه هاي زيير استفاده كنيد : عصب 1 ، عصب 2 ، مغز ، نخاع ، هماهنگي ، هماهنگ كننده .

هنگام خم شدن ساعد بر روي بازو از مراكز عصبي يعني مغز و نخاع كه  هماهنگ كننده عضلات اند فرماني صادر مي شود و از طريق عصب 1 به ماهيچه ي دو x ( دو سر بازو ) مي رود و آنرا منقبض مي كند . در اين هنگام ماهيچه ي  y در حالت كشيده قرار دارد . در برگرداندن ساعد در امتداد بازو از مغز و نخاع فرماني صادر شده و توسط عصب 2 به ماهيچه ي y بهمي رسد و آن را منقبض مي كند . در عين حال پيام ديگري توسط عصب 1 به ماهيچه ي x رفته و آنرا از انقباض خارج مي كند .

3- دست ، براي بالا بردن سطل ، به شكل اهرم عمل مي كند .

الف- نوع اهرمي را كه در هنگام بالا بردن سطل ايجاد مي شود بنويسيد .

تكيه گاه در انتهاي اهرم و و نيروي مقاوم نيز در انتهاي ديگر اهرم است نيرو ي محرك بين تكيه گاه و نيرو ي مقاوم قرار دارد . يعني اين اهرم ، اهرم نوع سوم است .

ب- اگر ماهيچه يx به نقطه ي D متصل مي بود ، چه اثري بر كار اين اهرم مي گذاشت ؟ در اين حالت آيا به نيرو ي بيش تري نياز   مي داشتيم يا به نيروي كمتري؟ چرا؟

 چون طول يازو ي محرك زياد مي شد پس به نيروي كمتري نياز مي داشتيم تا سطل را جابه جا كنيم .

ج- فكر مي كنيد چرا ماهيچه ي x اين اندازه به مفصل آرنج نزديك است ؟

براي كاهش طول بازوي محرك . يا به عبارت ديگر افزايش سرعت اثر نيرو .

 

 

فعاليت6-8

مفصل شانه و مفصل آرنج از كدام نوع هستند ؟ چرا ؟

مفصل شانه از نوع گوي و كاسه است زيرا استخوان بازو مي تواند در تمام جهات حركت كند . مفصل آرنج نيز از نوع لولايي است زيرا بازو مي تواند فقط به جلو و عقب حركت كند يعني از نوع لولايي است .

فعاليت7-8

اكنون به پرسش هاي زير پاسخ دهيد :

1-   در انجام اين فعاليت ، توانايي چه بخش هايي از بدن شما سنجيده مي شود ؟

توانايي قلب و رگها .

2-  آيا فكر مي كنيد چنين آزمايشي براي درك ميزان آمادگي بدن مناسب است ؟ چه نقايصي درآن وجود دارد ؟

نسبتاً ولي دقت زيادي ندارد. از عواملي مانند توان دستگاه تنفسي، نوع تغذيه ، وجود يا عدم وجود بيماري ، قدرت ماهيچه ها و... بر آمادگي بدن صرف نظر شده در حالي كه اين عوامل مي تواند اثر به سزايي در ميزان آمادگي بدن بگذارد .

خودآزمايي1-8  

1-   جانوران به چه علت هايي حركت مي كنند ؟

براي يافتن غذا ، فرار از دست  دشمنان ، يافتن جفت ، يافتن ساير جانوران .

2-  چه جانوراني بيشتر ثابت هستند ؟ چرا ؟

جانوران آبزي مانند اسفنج ها و برخي از كيسه تنان ، زيرا اين جانوران آب را پيرامون خود به حركت در مي آورند و از اين طريق نياز هاي خود مانند غذاو ... را يرطرف مي كنند .

3- چگونگي حركت كرم خاكي را شرح دهيد .

با انقباض ماهيچه هاي حلقوي ، قطر بدن كرم كم شده و به طول ناحيه ي منقبض افزوده مي شود . با اين كار كرم قسمتي از بدنش را درازتر مي كند و به جلو حركت مي كند .اما با انقباض عضلات طولي پس از حلقوي ، قطر بدن كرم زياد شده و از طول ناحيه ي منقبض كاسته مي شود ، با اين كار كرم قسمتي از بدنش را كوتاه مي كند ( جع مي كند ) تا باقي مانده ي بدنش را به دنبال خود بكشد .

4- اسكلت دروني و اسكلت دروني هر يك در چه جانوراني يافت مي شود ؟

اسكلت دروني در بدن همه مهره داران وجود دارد ولي اسكلت بيروني در بند پايان مشاهده مي شود .

5-  چگونگي شنا كردن ماهي را شرح دهيد .

ماهي با حركت دادن باله ي دمي خود به چپ وراست ، به جلو حركت مي كند و مي تواند سرعت حركت را تنظيم كند . اين كار را با انقباض عضلات دو سويستون مهره هايش انجام مي دهد . مساحت زياد باله ي دمي و شكل دوكي ماهي به حركتش در آب كمك مي كند .

ماهي با استفاده از باله ي سينه اي ، مخرجي ، پشتي و لگني  جهت حركت را براي حركت به چپ و راست مشخص مي كند . با له ي سينه اي نيز مي تواند د ر تنظيم سرعت كمك كند . بادكنك شنا نيز مي تواند در تنظيم عمق شنا كمك كند .

6- بادكنك شنا ي ماهي چه كمكي در حركت به آنها مي كند ؟

كم يا زياد شدن گاز هاي داخل بادكنك شنا به ماهي در حركات عمودي و بالا و پايين رفتن كمك مي كند .

7- نقش بالك را در پرواز پرندگان شرح دهيد .

بالك باعث مي شود تا جريان هواي آشفته در اطراف بال ايجاد نشود ودر نتيجه پرنده مي تواند صعود كند .

8- اصطلاحات زير را تعريف كنيد .

ميون : واحد ساختاري ماهيچه هاي مخطط است كه از تعدادي تارچه تشكيل شده است كه انقباض آنها باعث انقباض ميون ودر نهايت انقباض عضله مي شود .

ساركوپلاسم : سيتوپلاسم سلول هاي ماهيچه اي را ساركوپلاسم مي نامند .

شبكه ساركوپلاسمي : شبكه ي آندوپلاسمي در ميون ها نام دارد كه به شكل كيسه هايي وارد ساركومر ها مي شود و به صورت لوله هاي عرضي به درون آنها وارد مي شود و در ذخيره ي يون كلسيم نقش دارد .

ساركومر : واحد انقباضي ماهيچه است كه شامل بخش هاي تيره و روشن است . بين هر دو خط Z ، يك ساركومر نام دارد.

تونوس ماهيچه اي : انقباضات خفيف و پي در پي ماهيچه هادر حالت  استراحت است كه موجب سختي نسبي آنها مي شود.

9-  چرا ماهيچه ي مخطط به اين نام خوانده مي شود؟

زيرا منظره آن در زير ميكروسكوپ به صورت مخطط است . تارچه ها كه در ميونها قراردارند داراي منظره اي مخطط اند و وجود آنها در ماهيچه ها باعث ايجاد چهره ي مخطط اين ماهيچه ها در زير ميكروسكوپ مي شود .

10-                       انقباض ايزوتونيك را با انقباض ايزو متريك مقايسه كنيد .

شباهت : هردو در ماهيچه هاي مخطط ديده مي شود . در هردو انرژي مصرف مي شود .

تفاوت : در  انقباض ايزومتريك طول ماهيچه تغيير نمي كند ولي در انقباض ايزوتونيك طوي ماهيچه تغيير مي كند . در انقباض ايزوتونيك

كشش ثابت ست ولي درانقباض ايزومتريك كشش متغير است .

11-                       سه نوع استخوان موجود در انسان را با يكديگر مقايسه كنيد .

شباهت : در هر سه نوع استخوان كلسيم و رشته هاي كلا ژن  وجود دارد. هر سه داراي بافت اسفنجي و متراكم اند .

تفاوت : شكل آنها متفاوت است ( استخوان پهن وسعت زيادي دارد ، استخوان دراز طول زيادي دارد ، استخوان كوتاه طول كمي دارد ) .

استخوان دراز تنه ي متراكم و سرهاي اسفنجي دارد ولي استخوان پهن و كوتاه داراي بخش خارجي متراكم و بخش مياني اسفنجي دارد .

خون سازي در بخش مياني استخوان هاي پهن و دو سر استخوان هاي دراز انجام مي شود .

12-                      دو نوع بافت استخواني را با يكديگر مقايسه كنيد .

شباهت : در هردو نوع بافت سلول هاي استخواني در ماده ي زمينه اي محكمي (شامل رشته هاي كلاژن و مواد كلسيم دار) قراردارد . هردو نوع بافت ها در همه ي استخوان هاي بدن وجود دارند .

تفاوت : در بافت متراكم سلول هاي خوني بصورت منظم واطراف دايره هاي متحد المركز در اطراف مجراي هاورس در درون ماده ي زمينه اي قرار دارند ولي در بافت استخواني اسفنجي سلول ها به صورت نا منظم در كنار يكديگر و در تيغه هايي از ماده ي زمينه اي استخواني در بين آنها وجود دارد .

13-                      اصطلاحات زير را شرح دهيد .

سيستم هاورس ، مايع مفصلي ، كپسول رشته اي ، رباط .

سيستم هاورس : مجموعه سلولها ي استخواني كه روي دواير متحدالمركز قرار گرفته اند و به همراه يك مجراي هاورس كه در در مراكز اين دواير قرارگرفته است يك سيستم هاورس را تشكيل مي دهد.

مايع مفصلي : مايعي است كه در محل مفصل و بين استخوان ها قرار دارد و توسط غشاي دروني كپسول پوشاننده ي مفصل ترشح مي شود كه از ايجاد اصطكاك ميان استخوان ها در زمان حركت مي كاهد .                                                                                        

كپسول رشته اي : اطراف محل مفصل را كپسول دو لايه احاطه كرده است كه لايه ي خارجي آن از جنس بافت پيوندي رشته اي مي باشد  به پوشش خارجي استخوان ها ملحق مي شود و لايه ي دروني آن ترشح كننده مايع مفصلي است .

رباط : رشته هاي پيوندي محكمي در محل مفصل ها هستند كه باعث در كنار هم ماندن استخوان ها مي شود .

14-                      انواع مفصل را نام ببريد وآنها را با يكديگر مقايسه كنيد .

 شباهت : در هردو نوع مفصل قسمت هاي مشابهي وجود دارد. وظيفه هردو متصل كردن صحيح استخوان ها است .

تفاوت : در محل مفصل گوي و كاسه ، استخوان ها مي توانند در تمام جهات حركت كنند ولي در محل مفصل ، لولايي استخوان ها مي توانند جلو و عقب بروند . در محل مفصل گوي و كاسه ، استخوان ها تحرك بيشتر و توان مانور بيشتري دارند .

15-                      بدن انسان به چه دلايلي به ورزش نياز مند است ؟ حداقل پنج مورد را شرح دهید .

وزن بدن ما را متعادل نگه می دارد. از بیماری های قلب و رگها جلو گیری می کند . توانایی بدن ما را برای انجام کارهای روزانه افزایش می دهد . به ما کمک می کند تا از نظر جسمانی و روانی احساس سلامتی داشته باشیم .  اعتماد به نفس ما را افزایش می دهد و توانایی ما را در غلبه بر فشارها و مشکلات زندگی ، افزایش می دهد . قدرت عضلات تنفسی افزایش می یابد .

فعالیت 8- 8

1-   یک مخروط ( میوه ) باز شده ی گیاه کاج را تهیه کنید .

2- این مخروط را درون یک لیوان آب فرو ببرید .

3- هر15 دقیقه یک بار به آن نگاه کنید .

4- مشاهدات خود را یاد داشت و تفسیر کنید .

مشاهده می شود که مخروط بسته می شود .

 فعالیت 9- 8

چند دانه لوبیا را در محیطی قرار دهید تا جوانه بزند . اکنون با این دانه های تازه روییده ، و نیز با چند دستمال کاغذی یا مقداری پنبه ، چند سوزن و یک مقوا یا تخته ی بزرگ ، آزمایشی طراحی  واجرا کنید که فرضیه ی زیر را مورد آزمون قرار دهد :

« دانه های نورسته را در هر وضعیتی که قرار دهیم ، ریشه به سمت زمین گرایش پیدا می کند » . توجه داشته باشید نتیجه ی این آزمایش چند روز بعد به دست می آید . دراین مدت دانه ها باید دائماً مرطوب باشند  .

روش کار خود را شرح و نتیجه ی آن را گزارش دهید . ای آزمایش کدام یک از انواع حرکت های گرایشی را مورد آزمون قرار می دهد ؟

 سوزن ها را در مقوا ثابت می کنیم سپس دانه های نو رسته را در وضعیت های مختلف در سر سوزن قرار می دهیم باید احتیاط نمود تا سوزن به بخش های در حال رشد دانه آسیب نرساند . از پنبه یا دستمال کاغذی برای تامین رطوبت مورد نیاز دانه استفاده می کنیم پس از چند روز مشاهده می شود دانه ها در هر وضعیتی از جمله واژگون ، به پهلو و ... قرار داده باشند در زمان رشد ، ریشه به سمت پایین و ساقه بر خلاف این جهت رشد می کند . دراین آزمایش پدیده ی زمین گرایی مورد آزمایش قرار می گیرد .

خودآزمایی2- 8

1-   دونوع کلی از حرکت های گیاهی را با یکدیگر مقایسه کنید .

شباهت : هردو در گیاهان صورت می گیرند .

تفاوت : حرکت فعال در سلول های زنده و با صرف انژی صورت می گیرد و حرکات غیر فعال در سلول های مرده و بدون صرف انرژی صورت می گیرد . حرکات فعال در اثر عوامل بیرونی رخ می دهد ولی حرکات فعال هم در اثر عوامل بیرونی و هم دراثر عوامل درونی صورت می گیرد .

2-  چه عواملی را می شناسید که باعث حرکت های فعال گیاهی می شوند ؟

الف) عوامل درونی گیاه مانند رشد نابرابر بخش های مختلف یک اندام و تغییر در حجم سلول به علت جذب یا از دست دادن آب .

ب) عوامل خارجی مانند نور ، دما و آب ، مواد شیمیایی و نیروی جاذبه و ...  .

 

3-  حرکت خود به خودی چیست ؟ یک نمونه ازاین نوع حرکت ها را شرح دهید .

برخی از حرکات گیاهی فعال که در اثر عوامل درونی ، مانند رشد نابرابر بخش های مختلف یک اندام ، تغییر در حجم سلول به علت جذب یا از دست دادن آب ، صورت می گیرد . برای مثال پیچش ، از نوع حرکات خود به خودی است . پیچش به این علت به وجود می آید که در هر زمان سرعت رشد در بخشی از ساقه ، بیشتر از سایر بخش ها است .

4- حرکت القایی در گیاهان بر چند نوع اند ؟ نام ببرید و آنها را شرح دهید .

برسه نوع . حرکت های گرایشی ، حرکت های تاکتیکی و حرکت های تنجشی .

حرکت های گرایشی : خم شدن بخش های در حال رشد یک گیاه به سمت یک محرک خارجی یا بر خلاف جهت آن را حرکات گرایشی می نامند مانند نور گرایی .

حرکت های تنجشی : در حرکات بخش هایی از گیاه تحت تاثیر یک عامل خارجی و بدون توجه به جهت آن تغییر وضعیت می دهند مانند بسته شدن گل های برخی گیاهان در شب .

حرکت های تاکتیکی : حرکت و جابه جایی  سلول های گیاهی به سوی بعضی مواد شیمیایی ، روشنایی و ... را حرکات تاکتیکی می گویند مانند حرکت سلول نر گیاه به سمت سلول ماده .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 0:28 توسط مرتضی نوری زاده |

 

 

آمیب پروتئوس

متعل به سلسله آغازیان ، شاخه آمیب ها ( پا کاذب داران ) ، فوق رده ریشه پایان ، رده لوبوپودا
دارای بدن دو قسمتی به نامهای اکتوپلاسم و اندوپلاسم قابلیت حرکت توسط تشکیل پای کاذب با تبدیل متناوب اکتوپلاسم و اندوپلاسم به یکدیگر .

همچنین این جانور با پای کاذب طعمه را شکار می کند . تنظیم فشار اسمزی در این جاندار بر عهده واکوئل انقباضی ( ضربان دار ) می باشد .

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1392ساعت 12:56 توسط مرتضی نوری زاده |

ساختمان شیمیایی هموگلوبین :

شناخته ترین ساده ترین پروتیین الیگومریک هموگلوبین است ، این پروتئین با وزن مولکولی   ۶۴۵۰۰ دالتون وبامخففHb . از دو زیرواحد آلفا و دو زیرواحد بتا تشکیل شده است . زیرواحد های  الفا هر کدام دارای ۱۴۱ اسید امینه و زیرواحد های بنا هر یک واجد ۱۴۶ اسید امینه اند . این چهار رشته ، هر کدام به یک گروه پروستاتیک آهن دار ، موسوم به هم از طریق پیوند غیر کووالانسی متصل می باشند . هسته اصلی گروه هم را مولکول پورفیرین تشکیل می دهد . پورفیرینی که در هموگلوبین و میوگلوبین انسان یافت می شود ،از نوع پروتوپورفیرین می باشد که از دو مولکول اسید پروپیونیک ،دو گروه وینیل و چهار گروه متیل جانبی متصل به چهار حلقه پیرول تشکیل شده اند . اتم آهن در فرم فرو ، در وسط این صفحه مسطح قرار دارد . هر اتم آهن با چهار ظرفیت به چهار نیتروژن موجود در حلقه پروتوپورفیرین پیوند یافته است . اتم آهن می تواند به صورت فریک نیز باشد . لیکن فقط در حالت فرو است که با اکسیزن ترکیب می شود . فرو هموگلوبین با آهن دو ظرفیتی و فری هموگلوبین که همان مت هموگلوبین است ، دارای آهن سه ظرفیتی است.

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 22:34 توسط مرتضی نوری زاده |

تصویر
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 22:25 توسط مرتضی نوری زاده |

 پلی پلو ئیدی:

 گونه‌هائیکه‌تعداد کروموزوم‌های آنها چندبرابرتعداد کروموزمهای اصلی ( X ) است ، پلی‌پلوئید میباشند. تعدادگونه‌های پلی‌پلوئید نهان دانه به 30 تا 35 درصدتخمین زده‌شده است.

تعداداصلی‌کروموزوم‌را یک ژنوم (Genome) میگویند. اگرژنومهای‌یک‌گونه متفاوت باشد آنها را با حروف  A،B وC  نشان میدهند مانند ژنوم گندم معمولی.اگر تفاوت بین دو ژنوم بسیار کم باشد آنها را با حروف مثلاً  B وB1 نشان می دهند.

اتو پلی پلو ئید:

اگردرگونه ای یک ژنوم چندین بار تکرار شود آنرا  آتوپلوئیدیا آتوپلی‌پلوئیدمیگویند. اغلب آتوپلوئیدها،آتوتترا پلوئیدهستند. هرچند که یک ژنوم ممکن است بین 3تا 13 بارتکرار شود .

آلو پلی پلو ئید:  

گونه‌هائیکه دارای چندین ژنوم مختلف هستند،بااصطلاحات آلوپلوئید ،آلوپلی یلوئید،آمفی پلو ئید (Amphiploid) ویاآمفی‌دیپلوئیدمشخص‌می‌شوند.

 حالات بین آتووآلوپلو ئیدی  را  آلوپلوئیدی  قطعه‌ای ( Segmental   alloploidy) میگویند.

 نوع پلوئیدی را میتوان با کمک بعضی ازمشخصات ظاهری گیاه‌تشخیص داد ، ظاهراً،یک آتوپلوئید شبیه گیاهی‌است که ازآن بوجود آمده‌است. درحالی که‌‌ یک‌آلوپلوئیدحدفاصل بین دو گونه‌پدری ومادری است وشبیه‌هیبرید گونه‌های اصلی است.درتقسیم کاهش‌کروموزمی ،کروموزوم های یک آلوپلوئید معمولاً در جفت‌های متوالی در وسط سلول قرار میگیرند، درحالیکه‌دریک آتوپلوئید اغلب بیش از دو کروموزوم درکنار هم قرار میگیرند. گیاهان آتوپلوئید بارور بوده ، در حالیکه گیاهان آلوپلوئیدعقیم میباشند. مگر آنکه کروموزوم های آنها دو برابر شده باشند.

ایجاد پلو ئیدی:

پلی پلوئیدی را میتوان با روش های ساده ایجاد کرد:

1- روش قطع بافت‌های سخت و سپس رویش آنها با استفاده از هورمون رویش دهنده اسیدایندول استیک(اکسین)‌و یا بدون آن، بدین ترتیب‌درقسمت رویش یافته پلی‌پلوئیدی ایجاد میگردد. این روش فقط در چند جنس  از جمله جنس بادمجانیان ( ( Solanum  و تنباکو(Tabaco ) قابل استفاده بود.

2- با استفاده از کولشی سین (Colchicin) تعداد بسیار زیادی پلی‌پلوئید در20ساله اخیرتولیدشده است. کولشی‌سین یک ماده آلکالوئیدی‌است‌که ازگیاه کولشیکوم‌آتوم‌نالColchicum autumnale ))گرفته میشود این ماده بطرق مختلف‌در تهیه پلی‌پلوئیدها بکارمی‌رود، مثلاً به صورت محلول در آب یا گلیسیرین ،به صورت خمیرمایه‌یا بصورت آگار.

کولشی‌سین اعمال رشته های دوکی را که درتقسیم سلولی میتوز بوجود می آیند مختل نموده و بدین وسیله از حرکت کروموزوم ها به دو قطب سلول در مرحله آنافاز جلوگیری  میشود. بعبارت دیگر، سلولی با دو برابرتعداد کروموزوم تولید میشود.

اگرتعدادکروموزوم‌های قسمتی ازسلولهای بافت‌رویشی‌دوبرابرشود به آن قسمت شیمر (Chimer می‌‌گویند.

موارد دیگری که بمنظورتولید پلی‌پلوئیدی از آنها استفاده شده‌است عبارتند از: اتر،کلروفورم، فنیل اورتان، اکسید نیتروز،هیدرات کلرو غیره.

از آنجائیکه ‌آتوپلوئیدی ‌اثرمحسوسی روی تکامل یک گونه نمی گذارد، بنابراین انتظار می‌رود که اثرات چندانی روی مورفولوژی و فیزیولوژی یک‌گیاه نیز‌نداشته‌باشد.

سهم آلوپلوئیدی یا آمفی‌پلوئیدی در بهسازی نباتات در گذشته مهمتر از آتوپلوئیدی بوده و در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

تحقیقات و مطالعاتی که روی آلوپلوئیدها انجام شده بمنظور دست یافتن به منشاء نباتات اهلی بوده است و بدین ترتیب اغلب نباتات مهم آلوپلوئید بطور مصنوعی دوباره تولید شدند.از این راه ، انتقال منظم ژنها از گونه‌ای به گونه دیگر در طبیعت توسط این بررسیها معلوم گردید.

آلوپلوئیدها غالباً تتراپلوئید یا هگزاپلوئید بوده و از ترکیب  ژنومهای دو و یا سه گونه دیپلوئید بوجود می آیند. تعداد ژنومهای مختلف در یک گونه آلوپلوئید ممکن است تا هفت ژنوم برسد.

نمونه ای از آلوپلو ئیدها:

گندم بهترین نمونه آلوپلوئیدی در غلات است هرچند که محل دقیق تکامل گندم اهلی کاملاً روشن نیست ولی تصور میشود که در ناحیه‌ای  بین جنوب قفقاز، شرق ترکیه و شمال روسیه تا شمال عراق باشد.

گندمTriticum  monococcum ) )یا اینکورن( Einkorn )از جامعه گیاه وحشی(T.aegilopoides  )توسط انتخاب فرمهای برتر و مناسب کشت وزرع تولید شده است.

اینکورن اولین نباتی است که اهلی شده است.اینکورن گیاهی دیپلوئید با 7 جفت کرموزوم میباشد و فرمول ژنومی آن با AA مشخص میشود.

گندم تتراپلوئید امر (Emmer  )یا( T.dicoccum  ) از تلاقی بین اینکورن و یک گونه‌علف‌وحشی که همچنین دارای 7 جفت کرموزوم می باشد بوجودآمده است. به‌احتمال قوی این علف وحشی(Aegilops speltoides  )می باشد ولی ممکن است گونه‌های وحشی(Agropyron  )نیز باشد. همچنین، کاملاً امکان دارد که گونه آلوتتراپلوئید وحشی(T.dicoccoides  ) قبل از اهلی شدن، از تلاقی بین (T.aegilopoides  )و(A.speltoides )حاصل شده و گونه (T.dicoccum  )توسط تنوع مندلی از (T.dicoccoides )بوجود آمده باشد. چهارهزارسال قبل از میلاد مسیح کشت گندم امر(Emmer )از جنوب عراق آغاز شد و از طریق آسیای صغیر تا کناره های رود  راین در اروپا ادامه پیدا کرد. سایر گونه‌های تتراپلوئید گندم از امر تولید شده اند و همه دارای فرمول ژنومی AABB  میباشند.

گونه های گندمی که دارای 21 جفت کرموزوم هستند از تلاقی بین گونه های تتراپلوئید اهلی و گونه دیپلوئید وحشی( Aegilops  squarrosa ) که دارای فرمول ژنومی DD  میباشد بوجود آمده‌اند.تاریخ این تلاقی طبیعی باحتمال زیاد بین 2000 تا 3000 قبل ازمیلادمسیح است.

 بعد از این تلاقی، تعداد کروموزوم‌های هیبرید دو برابر شد و گندم هگزاپلوئید با فرمول ژنومی AABBDD بوجود آمد. گندم معمولی(T.aestivum )و گندم کلاب(T.compactum  )از مهمترین گونه‌هائی هستند که دارای 21 جفت کرموزوم می باشند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 22:42 توسط مرتضی نوری زاده |

چرا سگها در هنگام ادرار پای خود را بلند می کنند ؟ 

سگها معمولا از ادرار خود برای نشانه گذاری برای سگهای دیگر نیز استفاده می کنند . اکثر سگهای نر و برخی از سگهای ماده در مکان های محتلفی ادرار می کنند تا قلمرو خود را مشخص کنند و به سگهای دیگر بگویند " من اینحا بوده ام " .
سگهای نر به این علت پای خود را بلند می کنند تا بتوانند بر سطوح عمودی ادرار کنند . دکتر بروس فاگل در کتاب خود با نام " سگتان را بشناسید " توضیح داده است که علت علاقه سگها به این عمل این است که بو بر سطح عمودی مانند دیوار یا درخت ماندگار تر از بو بر روی سطوح افقی مانند زمین است .
دلیل دیگر نیز این است که بو با بینی سگی که قرار است بعدا بیاید همسطح میشود و امکان ندارد که سگ دیگر نتواند بو را تشخیص دهد .
ترجمه : پندار مهاجری
منبع : سایت Pet Education

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 13:1 توسط مرتضی نوری زاده |

یک انسان معمولی بین 4 تا 5 لیتر خون در بدن دارد و این خون در داخل سرخرگ ها ، سیاهرگ ها و مویرگ ها جریان دارد. خون انسان ها قرمز رنگ است. خون دارای چهار عنصر سازنده ی پلاسما ، گلبول های قرمز ، گلبول های سفید و پلاکت هاست. گلبول های قرمز خون از نظر شکل به فرم دیسک هستند.این گلبول ها حاوی رنگدانه ای به نام هموگلوبین هستندکه از آهن و پروتئین ها تشکیل شده است. قرمز بودن رنگ خون به علت وجود همین رنگدانه هموگلوبین در گلبول های قرمز است. تعدادگلبول های قرمز در زنان 5/4میلیون و در مردان 5/5 میلیون در هر میلی متر مکعب خون می باشد. این گلبول ها وظیفه ی حمل اکسیژن از یک نقطه به نقطه ی دیگر بدن را بر عهده دارد. گلبول های قرمز عمری حدود 4 ماه دارند.

اما بعضی جانوران هم وجود دارند که رنگ خونشان قرمز نیست. مثلا خون میگوها آبی رنگ است، عنکبوت ها خونی روشن و شفاف دارند. هموسیانین پروتئینی حاوی مس است که با غلظت حدود 50% در خون بسیاری از نرم تنان از جمله گاستروپودها و هم چنین برخی بندپایان مانند خرچنگ نعل اسبی وجود دارد و باعث آبی بودن رنگ خون این جانداران می گردد.هموسیانین وقتی که اکسیژن خود را از دست می دهد بی رنگ می شود بنابراین خون این جانداران در محیط های فاقد اکسیژن و آب های سرد به رنگ خاکستری مایل به سفید یا زرد کم رنگ تغییر می یابد.و به محض دریافت اکسیژن به رنگ آبی تیره در می آید.البته خون انسان هم چنانچه به طور کامل اکسیژن خود را از دست دهد ( مثلا در خلا قرار گیرد ) به رنگ آبی تغییر رنگ می دهد.

سوسک حمام هیچ رنگدانه ای در خون خود ندارد بنابراین خونش بی رنگ است.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 22:37 توسط مرتضی نوری زاده |

بيماري  مياستني گراويس  نوعي فلج ماهيچه‌اي است كه علت آن فعاليت ايمني عليه گيرنده‌هاي استيل كولين در سيناپس عصبي - عضلاني است. اين بيماري مخصوص صفحات انتهايي(End plates) عضلات مخطط است كه بيشتر ، زنان را گرفتار مي‌كند. شيوع آن بيشتر در دهه‌هاي سوم يا چهارم زندگي است ولي امكان دارد در هر دوره‌اي از زندگي، از بچگي تا پيري، ديده شود.

علائم باليني اولية اين بيماري شامل : ضعف تدريجي و گرفتاري عضلاني است كه توسط اعصاب مغزي عصب مي‌گيرند. گرفتاري اين عضلات به گرفتاري پلك‌ها(Ptosis) ، دوبيني(Diplopia) اشكال در بلع(Disphagia) و ساير علائم مغزي ، مخصوصا اشكال در صحبت كردن و فلج عضلات تنفسي مي‌انجامد. معمولا با پيشرفت تدريجي، ضعف عضلاني با ازدياد فعاليت در انتهاي روز مشاهده مي‌شود.

به نظر مي‌رسد در مياستني گراويس، يك پاسخ ايمونولوژيك عليه يك يا چند پروتئين از منطقة واسطة عصبي - عضلاني وجود دارد. بنابراين در افرادي كه بيماري‌هاي بافت همبندي ، مثل آرتريت روماتوئيدولوپوس دارند، اين بيماري با شيوع بيش‌تري اتفاق مي‌افتد.

در سال 1973 ، پاتريك(Patrick) و لينداستروم(Lindstrom) ، با تزريق عصارة خالص پروتئين پس سيناپسي رسپتور استيل كولين ، در خرگوش ، نوعي بيماري شبيه به مياستني گراويس ايجاد كردند. در خون بيماران مبتلا به مياستني گراويس، مقدار زيادي آنتي‌بادي‌هاي در حال گردش عليه اين پروتئين مشاهده شده است.

اكثر روشهاي موجود  در درمان بيماري‌هاي خودايمني ، بر محور ايجاد تغييراتي در پاسخ‌هاي ايمني دور مي‌زند. عمل جراحي برداشتن غدة تيموس، در خاموش كردن يا بهبود بيماري (20تا40 درصد) موفقيت آميز است ؛ چرا كه اين غده مي‌تواند حاوي گيرنده‌هاي استيل كولين به شكل كاملا آنتي‌ژنيك باشد. داروهاي آنتي كولين‌استراز عمدتا براي درمان طولاني مدت به كار مي‌برند.

روش درماني ديگر ، استفاده از داروهاي ضد التهابي كورتيكواستروئيدي است. استفاده از سركوب كنندة ايمني هم موثر است. البته در مواردي كه بيمار با خطر مرگ مواجه باشد ، از پلاسمافروز نيز استفاده مي‌شود. شايد روزي برسد كه بتوان هرگونه نقصي را در سلولهاي بنيادي يا اعمال تيموس ، با استفاده از پيوند مغز استخوان يا تيموس و يا بهره‌گيري از هورمونهاي تيموسي برطرف ساخت.

 

                     منبع : مجله رشد زيست شناسي شماره ۶۴ (پاييز۸۵)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1391ساعت 23:13 توسط مرتضی نوری زاده |

مطالب قدیمی‌تر