به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دوم آبان 1393ساعت 22:42 توسط مرتضی نوری زاده |

یک آزمایش از بخش مختلف تشکیل شده می توان نمونه را از لحاظ بیوشیمی biochemisteryیا سرولوژی serologyیا میکروب ...بررسی نمود                                                                                                                 واژه C.B.C به معنی شمارش سلولهای خونی است پس وضعیت خون ما را بررسی می کند در حد یک دانش آموز دوم دبیرستان اگر بخواهیم آنرا بررسی کنیم اصطلاحات زیر را به این سبک می توان تعریف نمود اولین دستگاهی که در بدن شروع به تشکیل می کند دستگاه گردش خون است که از کیسه زرده که ناحیه فرورفته در مورلا یا توده ای متشکل از 64 سلول اولیه است بوجود می آید سپس نواحی دیگر مانند طحال و کبد و گره لنفی و مغز استخوان ودر انتها تنها استخوانهای پهن مانند گونه واستخوان های دراز متصل به تنه خون سازی را بر عهده می گیرند مغز قرمز استخوان ابتدا گلبول های قرمز را با هسته تولید می کند که به آن رتیکولوسیت می گویند رتیکول ها سپس هسته خود را از دست داده و گلبول های قرمز بدون هسته را ایجاد می کنند که 120 روز عمر می کنند                           R.B.C به معنی تعداد گلبول های قرمز است که یک انسان طبیعی به میزان 4 الی 6 میلیون گلبول قرمز دارد اگر تعداد گلبولهای فرد زیر 4 باشد به معنی کم خونی است که می تواند علت آن کمبود آهن یا کمبود اسید فولیک یا کمبود ویتامین B12 باشد واگر تعداد از 6 بیشتر باشد اولین گزینه پرکاری مغز استخوان را باید مد نظر گرفت باید تعداد رتیکول ها را سریع چک کرد زیرا که افزایش تعداد رتیکول ها و چسبندگی گلبولهای قرمز به یک دیگر می توانند نشانه بیماریهایی مانند سرطان خون باشد R.B.C  کم خونی که می تواند در اثر کمبود آهن اسید فولیک یا ویتامین ب12<4-6<پرکاری مغز استخوان                                                                                                                 HGB میزان هموگلوبین فرد است که در یک ایرانی باید مابین 11 الی 15 باشد کم شدن آن به معنی کمبود آهن است افرادی که هموگلوبین پایین مانند 9 داشته باشند نیاز به تزریق خون دارند و اگر از 15 بالاتر باشد کسانی هستند که درد در قفسه سینه یا درد در ناحیه بالای سر (آهیانه) یا بی حسی انگشتان یا دست یا درد در ناحیه شانه دارند که با اهدا خون ویا در شرایط خاص که فرد نمی تواند خون بدهد مانند سنین بالا مصرف آسپرین بچه ها یا A.S.A مشکل حل می شود که علت آن بیشتر یا مصرف حبوبات یا آهن یا استعمال دخانیات یا قرار گرفتن در محل هایی است که اکسیژن کم است HGB کمبود آهن < 11 – 15 < مصرف زیادی آهن یا حبوبات یا استعمال دخانیات یا شرایط کم اکسیژن                                                                                                                             MCV  حجم گلبول های قرمز حجم گلبول های قرمز یک انسان باید بالای 80 باشد کمتر بودن آن دو حالت دارد 1 – کمبود آهن 2- ناقل بیماری تالاسمی ( مینور) جذب آهن در شب بیشتر است بامصرف آهن می توان کمبود آنرا جبران نمود اگر میزان آن باز هم زیر 80 بود فرد مینور است که با گرفتن آزمایشاتی مانند A2 یا الکتروفورز می توان مطمئن شد تذکر : در آزمایش ازدواجی یکی از افراد باید MCV 80 یا بالاتر داشته باشد ودو نفری که زیر 80 هستند نباید با یکدیگر ازدواج کنند                                                                                                                                    MCV  کمبود آهن یا مینور < 80                                                                                                    MCH میزان غلظت هموگلوبین یک گلبول قرمزدر افراد طبیعی میزان آن باید بالای 27 باشد اگر میزان آن کاهش یابد 1 – تغذیه بد 2- ناقل کم خونی داسی شکل (سایکل سل ) می تواند باشد افرادی که MCH آنها زیر 27 است نباید شب از غذاهای محرک مانند ترشی . لبنیات . نوشابه یا ادویه و... استفاده کنند دیر غیر اینصورت گونه های برجسته و صورتی کوچک پیدا خواهند نمود اگر با رعایت رژیم غذایی به 27 نرسید فرد ناقل کم خونی داسی شکل است که با الکتروفورز می توان آنرا ثابت کرد دونفری که می خواهند ازدواج کنند یکی از آنها باید MCH بالای 27 داشته باشد واجازه ازدواج به دو نفری که هر دو MCH زیر 27 داشته باشند داده نمی شود MCH ناقل کم خونی داسی شکل یا تغذیه بد < 27 طبیعی WBCیا تعداد گلبول های سفید یک انسان طبیعی تعداد 5 الی 7 هزار گلبول سفید دارد که زیادتر شدن گلبول های سفید به معنی عفونت یا انواع خاصی از سرطان مانند سرطان لنفاوی می باشد که با ESR نیز می توان میزان عفونت را سنجید در انسان طبیعی ESR باید زیر 10 باشد بالاتر شدن آنها به معنی عفونت می باشد کم شدن تعداد گلبولهای سفید خطرناک می باشد که می تواند نشانه کم کاری مغز استخوانها یا از بین رفتن گلبولها مانند ایدز می باشد که با تست های خاص خود تشخیص داده می شوند یک بیماری وجود دارد که خاص خانمهاست در آن تعداد گلبولهای سفید به 2 یا کمتر می رسد این افراد اگر چه ظاهری طبیعی دارند ولی باید تحت درمان قرار گیرند زیرا پس از طی یک دوره کمون یک دفعه تعداد گلبولها کاهش یافته و همراه آن تعداد پلاکت ها PLT نیز کاهش می ابد که از 150 – 350 هزار طبیعی به 20 – 15 هزار می رسد و در اثر خون ریزی داخلی افراد بطور ناگهانی بدون پیش زمینه فوت می کنند
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت 5:41 توسط مرتضی نوری زاده |


جرم حجمی ماهیان نسبت به آب دریا معمولاً بیش تر است و این عامل باعث می شود تا ماهیان تمایل به ته نشین شدن در درون آب داشته باشند . مگر آن که به طریقی به این پدیده فائق آیند . در ماهیان غضروفی مثل کوسه ماهی و سفره ماهی اگر از شنا کردن دست بکشند ته نشین خواهند شد . اما در بسیاری از ماهیان استخوانی ، بدون شنا کردن نیز درون آب شناور خواهند بود که علت این امر داشتن اندامی به نام بادکنک شنا است .

از لحاظ جنین شناسی ، بادکنک شنا از بیرون زدگی لوله گوارش حاصل می شود . در برخی از ماهیان این ارتباط بین بادکنک شنا با مری باقی مانده اما در برخی این ارتباط قطع می شود بادکنک شنا در ماهیان آب شور 5 درصد حجم بدن اما در ماهیان آب شیرین 7 درصد حجم بدن را اشغال می کند که نشان می دهد شناوری در ماهیان ساکن آب شیرین مشکل تر است با افزایش حجم گاز در این بادکنک جرم حجمی ماهی کمتر شده و در آب بالا می آید . در صورتی که با کاهش حجم گاز در این اندام ، جرم حجمی ماهی افزایش یافته و در آب پایین تر می رود . اما گاز مورد نیاز برای پر کردن این اندام چگونه تأمین می شود ؟

در گروهی از ماهیان که بادکنک شنا با مری ارتباط دارد از طریق هوای اتمسفر این گاز تأمین می شود . این ماهیان به سطح آب آمده و هوا را می بلعند و وارد بادکنک شنا می کنند . در این ماهیان بادکنک شنا نه تنها به شناوری کمک  می کند بلکه می توانند در شرایطی که اکسیژن محلول در آب کم باشد ، بدین طریق از اکسیژن هوا استفاده نمایند . در برخی از ماهیان ارتباط بادکنک شنا با لوله گوارش قطع شده است و آنها نمی توانند از هوای اتمسفر به طور مستقیم برای پر کردن بادکنک شنا استفاده نمایند .

همانطور که در شکل زیر ملاحظه می شود بادکنک شنا دارای دو بخش S ( گازها از خون به داخل آن ترشح می شود ) و بخش R ( گازها از دورن آن به خون بازجذب می گردد.) می باشد که حتی می تواند توسط انقباض پرده ماهیچه ای اطراف بادکنک شنا به دو بخش مجزا تقسیم شود . هر دو بخش توسط انشعاباتی از آئورت پشتی خون رسانی می شوند که در هر انشعاب اسفنکتر موجود ( ماهیچه حلقوی جدار سرخرگ ) می تواند خون رسانی به هر بخش را کنترل نماید. برای پر شدن بادکنک شنا از گاز ، اسفنکتر رگی که خون را به بخش S آورده باز شده و اسفنکتر رگی که خون را به بخش R می برد منقبض خواهد شد. سرخرگی که خون را به جدار بخش S بادکنک شنا می آورد در آنجا تعداد زیادی مویرگ ایجاد می کند ( شکل یکی را نشان می دهد ) و از برخی از سلولهای جدار بادکنک شنا به درون خون اسید لاکتیک ترشح می شود . این اسید حلالیت خون نسبت به گازها را کاهش داده و گازهای موجود در خون مخصوصاً اکسیژن ازخون خارج شده و وارد بادکنک شنا می شوند وخون این رگ که سرشار از اسیدلاکتیک است به کبد می رود.

برای خالی شدن بادکنک شنا از هوا ، اسفنکتری که خون را به بخش S برده ، منقبض شده و خون وارد این بخش   نمی شود و خون بیش تر وارد بخش R می گردد که طبق انتشار ، گازها از بادکنک شنا وارد خون می شوند .

یك ماهی با تنظیم مقدار گاز موجود در مثانه ی شنا به حالت شناوری دلخواه می رسد و بـــــی آن كه انرژی چندانی هزینه كند، خود را در هر ژرفایی نگه دارد. هنگامی كه ماهی به ژرفای پایین فرو می رود، گاز درون مثانه ی شنا، فشرده می شود. در نتیجه، ماهی سنگین تر می شود و به پایین می رود. برای این كار، باید گاز بیشتری به مثانه وارد شود. از سوی دیگر، اگر ماهی به بالا شنا كند، باید اندكی از گاز مثانه ی شنا بیرون فرستاده شود تا ماهی سبك تر شود و بالا تر برود. این وضعیت را می توان به مخزن های آب زیردریایی مقایسه كرد كه برای پایین تر رفتن زیردریایی از آب پر می شوند و برای بالا آمدن زیردریایی، از آب درون آن ها كاسته می شود.

  بیرون فرستادن گاز از درون مثانه ی شنا به دو روش انجام می شود. برخی ماهی ها ، مانند قزل آلا، مجرایی دارند كه مثانه ی شنا را به مری مرتبط می كند. این ماهی ها گاز را از همین مجرا به سادگی به بیرون می فرستند. اما بیش تر ماهی ها چنین مجرایی ندارند و گاز باید از ناحیــــه ای پر از رگ به درون خون آزاد شود. به هر حال، در هر دو دسته گاز باید از راه خون به درون مثانه ی شنا برسد و فقط شمار اندكی از ماهی ها ، هوای لازم برای فرستادن به درون مثانه ی شنا را می بلعند

  گاز در جایگاه ویژه ی به نام "غده ی گاز" به درون مثانه ی شنا تراوش می كند. در این غده، شبكه ی مویرگی گسترده ای وجود دارد كه اكسیژن را به دام می اندازد. كارآیی چنین دستگاهی را در بدن نوعی ماهی كه در ژرفای 2400 متری زندگی می كند، می توان دریافت.  برای پر نگه داشتن مثانه ی شنا در چنین ژرفایی، فشار گاز درون آن اندام، كه بیشتر از اكسیژن و اندكی نیتروژن، دی اكسید كربن، آرگون و منوكسید كربن است، باید بیش از 240 اتمسفر باشد كـــه در مقــــایسه با فشار گـــاز سیلندرهای گاز فولادی، بسیار زیاد است. با وجود این، فشار گاز اكسیژن درون خون ماهی از 2/0 اتمسفر، یعنی برابر فشار اكسیژن در سطح دریا، بیش تر نیست.

  اكنون سازكار چنین دستگاه نیرومندی تا اندازه ای روشن شده است. غده های گاز، اسید لاكتیك ترشح می كنند كه به خون وارد می شود و شبكه ی مویرگی نزدیك غده را بسیار اسیدی می سازد. در نتیجه، همو گلوبین بار اكسیژنی خود را آزاد می كند و غلظت اكسیژن در شبكه ی مویرگی افزایش می یابد و به درون مثانه ی شنا وارد می شود. فشار نهایی اكسیژن انباشته شده در مثانه ی شنا به درازی مویرگ های آن شبكه بستگی دارد . این مویرگ ها در ماهی های سطح زی، كوتاه و در ماهی های ژرفا زی، بسیار درازند.


+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 2:12 توسط مرتضی نوری زاده |

 

 بهار spring wallpaper hd

درختان پر از شکوفه بهاری spring blooms

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست ....

آنقدر سبز بخند که ندانی غم چیست...

فرا رسیدن سال۱۳۹۳ و عید نوروز مبارکباد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 14:7 توسط مرتضی نوری زاده |

 آلبومین:

عموماً به گروهی از پروتئینهای محلول در آب گفته می‌شود اما در بدن انسان از نظر کاربرد و مقدار یکی از مهمترین پروتئین‌های درون پلاسما بوده و جزو پروتئین‌هایی است که گلیکوزیله نمیشود. آلبومین در کبد ساخته شده و میزان تولید آن حدود ۱۵ گرم در روز است. نیمه‌عمر آلبومین در بدن ۲۰ روز است و روزانه نزدیک‌ به ۴٪ تخریب و جایگزین می‌گردد.

انواع آلبومین :

نوع سرم انسانی - نوع آلبومین گاوی که مورد استفاده آزمایشگاهی دارد- سفیده تخم مرغ

نقش آلبومین در بدن:

تنظیم اسمزی - تنظیم PH - ترابری هورمونهای تیروئید- ترابری بیلی روبین - ترابری اسیدهای چرب آزاد- بیشتر داروها توسط آلبومین در خون گردش می‌کنند.

عملکرد :

آلبومین پروتئین اصلی پلاسما بوده و با آب، کاتیون(مانند کلسیم و سدیم و پتاسیم)،اسید چرب ،هورمونها ، بیلی روبین ، تیروکسین و داروها پیوند میشود. عملکرد اصلی آن تنظیم فشار اسمزی خون است.

+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1392ساعت 22:35 توسط مرتضی نوری زاده |

علتهای خیز:

*کمبود پروتئین خون: اگر پروتئین های خون کم شوند،فشار اسمزی کلا در رگ کم می شود.کاهش فشار اسمزی در ابتدای مویرگ باعث می شود که مویرگ پلاسمای بیشتری از دست دهد و در انتهای مویرگ کاهش فشار اسمزی به علت کمبود پروتئین ها باعث می شود که مایع میان بافتی تمایلی به بازگشت به رگ ها نداشته باشد.

*افزایش فشاردرون سیاهرگ ها: افزایش فشار درون سیاهرگ ها باعث می شود که فشار تراوشی مویرگ های نزدیک به سیاهرگ ها(فشارتراوشی انتهای مویرگی)زیاد شود.افزایش فشار تراوشی انتهای مویرگ باعث عدم بازگشت مایع از مایع میان بافتی به انتهای مویرگ شود.(درحالت طبیعی،انتهای سیاهرگی غلظت زیاد و فشار تراوشی کمی دارد و تمایل دارد آب را از مایع میان بافتی بگیرد.)

*بسته شدن رگ های لنفی: اگر رگ های لنفی بسته شود،10٪ به مایع میان بافتی اضافه میشود!این قضیه برای مرحله ی اول است!مرحله ی بعد 20٪خواهد شد ! زیرا در مرحله ی اول90٪میرود داخل پا و 10٪سر جای خود میمانند.و در دفعه ی دوم 90|٪ با 10٪ هردو با هم ترکیب شده 80٪ به سیاهرگها رفته 20٪ سر جای خود میماند،به همین ترتیب بعد از یک مدت قطر پای انسان به اندازه ی قطر پای فیل می شود.(توی این بیماری الفانتیازیس (فیل پایی یا ادم یا خیز) کرم هایی میروندورگ های لنفی را می بندندو مایع میان بافتی قطره قطره جمع شده و قطر پای انسان را زیاد میکند.)

*اسیب به دیواره ی مویرگ ها:بزرگ شدن قطر پا باعث خروج بیش از اندازه ی مایع از رگ ها شده و مایع میان بافتی را زیاد میکند.

*افزایش سدیم بدن: بزرگ شدن قطر پا تمایل سلول ها را برای جذب و نگه داری آب بیشتر میکند.گفتیم که هرچه یک محیط غلیظ تر باشد فشار اسمزی اش بیشتر و تمایل آن به جذب آب نیز بیشتر است.افزایش فشار اسمزی سلول ها و مایع میان بافتی میزان مایع در آن ها را افزایش می دهدو حتی می تواند از عوامل ایجاد ادم باشد.

منبع: www.pezeshki4.persianblog.ir

+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1392ساعت 1:9 توسط مرتضی نوری زاده |

اگر مولكول دراز و نازك DNA را مانند نردباني مارپيچ در نظر بگيريم مي‌توانيم آن را داراي دو ستون استواري و شمار زيادي پله بدانيم. ستون‌هاي استواري از قند پنج‌كربني دِاكسي ريبوز و گروه‌ فسفات درست شده‌‌ كه يك در ميان به هم وصل شده‌اند. ستون‌هاي استواري به دليل بارهاي منفي گروه‌هاي فسفات و داشتن گروه‌هاي هيدروكسيل(OH) در قندهايشان، آبدوست هستند. اما چهار نوع باز آلي كه پله‌هاي DNA را مي‌سازند، بسيار آبگريزند و فقط در بخشي از لبه‌هاي خود مي‌توانند پيوند هيدروژني برقرار كنند. پس به‌جاست كه بخش‌هاي آبگريز DNA به‌گونه‌اي از دسترس آب به دور باشند و مارپيچي بودن DNA بهترين چاره‌ي كار است.

ساختمان DNA

  در مولكول مارپيچي DNA ستون‌هاي آبدوست به بيرون مولكول و بازهاي آلي آبدوست به درون مولكول آرايش مي‌گيرند. در اين آرايش، بازهاي آلي در يك ستون استواري با بازهاي آلي در ستون استواري ديگر، پيوند هيدروژني برقرار مي‌كنند و همين پيوندها باعث كنار هم ماندن دو رشته‌ي DNA مي‌شوند. هر باز آلي يك رشته با باز آلي بالايي خود در همان رشته، پيوند واندروالسي برقرار مي‌كند. در نتيجه، بازهاي آلي به‌خوبي درون اين مولكول در كنار هم و روي هم جاي مي‌گيرند. با مارپيچي شدن DNA بازهاي آلي از مولكول‌هاي آب دور مي‌مانند. بنابراين، آرايش مارپيچي باعث پايداري مولكول DNA مي‌شود.

  آرايش بازهاي آلي و ستون‌هاي استواري DNA را مي‌توانيم به آرايش مولكول‌هاي فسفوليپيد در ساختمان غشاي سلول مقايسه كنيم. مولكول‌هاي فسفوليپيد نيز چونان مولكول DNA داراي دو بخش آبدوست(گروه فسفات) و آبگريز(رشته‌هاي هيدروركبني) هستند. غشاي سلول از دولايه از اين مولكول‌ها درست شده است، به اين صورت كه رشته‌هاي هيدروكربني به درون غشا و سرهاي آبدوست(گروه‌هاي فسفات) به بيرون و درون سلول(محيط آب) آرايش مي‌گيرند. اين آرايش باعث پايداري ساختمان غشاي سلول مي‌شود. 


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1392ساعت 13:32 توسط مرتضی نوری زاده |

 
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1392ساعت 0:30 توسط مرتضی نوری زاده |

 

به طور کلي مواد با تاثير بر گيرنده هاي چشائي، سبب دپولاريزه شدن اين سلول ها و در نتيجه احساس مزه مربوط به خود در ما مي شوند. چگونگي دپولاريزه شدن اين گيرنده ها، در چهار مزه اصلي با هم متفاوت است. در اين مبحث، مختصرا به چگونگي درک مزه ها اشاره مي کنيم:


شوري (saltiness)

ايجاد مزه ی شور اکثرا در اثر يون سديم ايجاد مي شود. گيرنده هاي شوري، کانال هايي براي يون سديم دارند. اين کانال ها، با کانال هايي که در ايجاد پتانسيل عمل نقش دارند، از اين نظر که هميشه باز هستند و به ولتاژ حساس نمی باشند، تفاوت دارند. وقتی غلظت يون سديم، در بيرون سلول هاي داراي اين کانال ها، افزايش يابد، بر طبق پديده انتشار، به درون سلول گيرنده شوري سرازير مي شوند، که نتيجه آن دپولاريزه کردن غشاء اين سلول ها و ايجاد پتانسيل عمل است.


ترشي (sourness)

غذاهاي ترش مزه خاصيت اسيدي دارند و پروتون آزاد مي کنند. اين پروتون ها به دو طريقه گيرنده هاي شوري را تحريک مي کنند:

الف: پروتون ها از طريق کانال هاي سديمي (مربوط به مزه شوري) وارد سلول مي شوند. در نتيجه غشاء سلول گيرنده دپولاريزه مي گردد.

ب: پروتون ها با اتصال به کانال هاي پتاسيمي، آنها را غير فعال کرده و در نتيجه با عدم ورود يون پتاسيم، اين سلول ها دپولاريزه مي گردند.


شيريني (sweetness)

براي درک مزه هاي شيرين چندين مکانيزم وجود دارد:

برخي مولکول هاي محرک شيريني، با اتصال به گيرنده هاي اختصاصي و فعال کردن پيامبرهاي ثانويه، اثر خود را اعمال مي کنند. مثلا ساکارز با اتصال به گيرنده هاي شيريني، سبب فعال شدن Gـ پروتئين ها مي شود. اين پروتئين هاي فعال شده، آنزيم آدنيلات سيکلاز را فعال مي کنند که نتيجه آن افزايش غلظت درون سلولي cAMPاست. cAMP پروتئين کيناز A را فعال مي سازد. اين پروتئين کيناز با فسفريله کردن کانال هاي پتاسيمي (با کانال هاي دخيل در ترشي فرق دارند) آنها را غيرفعال مي کند.در نتيجه با عدم ورود يون پتاسيم به درون سلول، غشاء دپولاريزه مي گردد. برخي ديگر از مولکول هاي محرک شيريني، پيامبر ثانويه اي مثل اينوزيتول تري فسفات (IP3) دارند. و بالاخره برخي مولکول هاي ديگر، اصلا پيامبر ثانويه ندارند و خود مولکول محرک شيريني، کانال هاي کاتيوني را تحت تاثير قرار مي دهد.


تلخي (Bitterness)

مزه ی تلخي نيز با چند مکانيزم درک مي شود:

برخي ترکيبات محرک تلخي (مانند کلسيم و کوينين) مستقيما به کانال هاي پتاسيمي متصل شده و آنها را بلوکه مي کنند. برخي مولکول هاي ديگر، با اتصال به گيرنده هاي غشايي، G ـ پروتئيني را فعال مي سازند که با تحريک فسفوليپاز C، غلظت اينوزيتول تري فسفات را در سيتوزول افزايش مي دهد. اين پيامبر ثانويه، با تاثير بر منابع کلسيمي ذخيره شده در خود سلول، سبب رها سازي کلسيم از اين منابع و در نتيجه افزايش غلظت کلسيم در سيتوزول مي شود. با اين افزايش کلسيم، وزيکول هاي حاوي انتقال دهنده عصبي، به غشاء متصل شده و در نتيجه نورون هاي بعدي تحريک شده و اثر مولکول محرک تلخي به مغز مخابره مي شود. به نظر مي رسد برخي گيرنده هاي ديگر، با تحريک آنزيم هاي تجزيه کننده cAMP، غلظت اين پيامبر ثانويه را در سلول کاهش مي دهند.


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1392ساعت 0:28 توسط مرتضی نوری زاده |

 

 در غشا سلول دونوع پروتئین دیده می شود ا-پروتئین های سراسری یااینتگرال ۲- پروتئین های محیطی یا پریفرال کتاب سال دو این پروتئین ها را اختصاصی تر تقسیم بندی کرده وبه سه دسته تقسیم می کند ا- پذیرنده:پروتئین های محیطی هستند که کار شناسایی مولکول ها وسلول ها مجاور را انجام می دهد ۲- کانال ها:پروتئین های سراسری هستند که به دو شکل همیشه باز ودریچه دار دیده می شوند که اختصاصی عمل می کنند همیشه باز درسته که همیشه باز هستند اما همه مواد را از خود عبور نمی دهند بلکه بر اساس قطر وبار الکتریکی مواد را عبور می دهند در یچه دار یا گیت دار مثل کانال های دریچه دار سدیمی و پتاسیمی (کتاب سال سوم) که این دریچه ها به اختلاف ولتاژ حساس هستندالبته کانال های در یچه دار دیگری هم وجود دارد. ۳- پروتئین های ناقل: که  به سه حالت عمل می کنند ۱-یونی پورت :که یک مولکول را منتقل می کنند ۲- انتقال تو‌‌‌ام یا کو ترانسپورت که به دو صورت سیم پورت وآنتی پورت دیده می شودیعنی همزمان دو ماده را یا هم منتقل می کنند که در حالت سیم پورت هر دو ماده در یک جهت منتقل می شود مانند انتقال سدیم وگلوکز از روده و آنتی پورت که  دو ماده هم زمان در دو جهت مختلف منتقل می شوند مانند پمپ سدیم -پتاسیم .که این پروتئین ها هم سراسری هستند.

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 22:49 توسط مرتضی نوری زاده |

مطالب قدیمی‌تر